حافظ · غزل شماره ۲۲۰
از دیده خونِ دل همه بر رویِ ما رَوَد
از دیده خونِ دل همه بر رویِ ما رَوَدبر رویِ ما ز دیده چه گویم چهها رَوَد
ما در درونِ سینه هوایی نهفتهایمبر باد اگر رَوَد دلِ ما زان هوا رود
خورشیدِ خاوری کُنَد از رَشک جامه چاکگر ماهِ مِهرپرورِ من در قبا رود
بر خاکِ راهِ یار نهادیم رویِ خویشبر رویِ ما رواست اگر آشنا رود
سیل است آبِ دیده و هر کس که بگذردگر خود دلش ز سنگ بُوَد هم ز جا رود
ما را به آبِ دیده شب و روز ماجراستزان رهگذر که بر سرِ کویش چرا رود
حافظ به کوی میکده دایم به صدقِ دلچون صوفیانِ صومعه دار از صفا رود
متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.
اگر با نیت آمدهاید
احساساتت را پنهان نکن؛ گاهی اشک از هر سخنی گویاتر است و دل سخت را هم نرم میکند.
تعبیر کامل فال با شاهبیت و شاهد این غزل
فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.
درباره این غزل
غزلی در اشک و سوز عشق با تکرار واژه «رو» و «رود» در معانی گوناگون. خون دل از دیده بر روی ما میرود؛ چه بگویم چهها بر روی ما میرود. بیت دوم بازی زیبایی با «هوا» دارد: در سینه هوایی (عشقی) پنهان داریم؛ اگر دل بر باد رود از آن هواست. بیت چهارم ادب عاشق است: روی خود را بر خاک راه یار نهادیم؛ رواست اگر آشنا بر روی ما گام بگذارد. بیت پنجم قدرت اشک را نشان میدهد.
شرح بیتها
بیت ۱از دیده خونِ دل همه بر رویِ ما رَوَد / بر رویِ ما ز دیده چه گویم چهها رَوَد
خون دل همه از دیده بر روی ما میرود؛ چه بگویم که از دیده چهها بر روی ما میرود.
بیت ۲ما در درونِ سینه هوایی نهفتهایم / بر باد اگر رَوَد دلِ ما زان هوا رود
ما در درون سینه عشقی پنهان داریم؛ اگر دل ما بر باد رود، از آن هواست.
بیت ۴بر خاکِ راهِ یار نهادیم رویِ خویش / بر رویِ ما رواست اگر آشنا رود
روی خود را بر خاک راه یار نهادیم؛ رواست اگر آشنا بر روی ما گام بگذارد.
بیت ۵سیل است آبِ دیده و هر کس که بگذرد / گر خود دلش ز سنگ بُوَد هم ز جا رود
اشک چشم سیل است؛ هر کس از آن بگذرد، اگر دلش از سنگ هم باشد، از جا کنده میشود.
معنی واژهها
- هوا
- عشق؛ و نیز باد
- رشک
- حسد
- قبا
- جامه بلند
- ماجرا
- گفتوگو و کشمکش
- صدق دل
- صداقت
- صومعهدار
- صومعهنشین