پرش به محتوا
گلپسر

حافظ · غزل شماره ۲۲۲

از سرِ کویِ تو هر کو به ملالت برود

از سرِ کویِ تو هر کو به ملالت برودنرود کارش و آخِر به خجالت برود

کاروانی که بُوَد بدرقه‌اش حفظِ خدابه تَجَمُّل بنشیند، به جَلالت برود

سالک از نورِ هدایت بِبَرَد راه به دوستکه به جایی نرسد گر به ضَلالت برود

کامِ خود آخرِ عمر از مِی و معشوق بگیرحیفِ اوقات که یک سر به بطالت برود

ای دلیلِ دلِ گم‌گشته! خدا را مددیکه غریب اَر نَبَرَد رَه، به دلالت برود

حکمِ مستوری و مستی همه بر خاتِمَت استکس ندانست که آخِر به چه حالت برود

حافظ از چشمهٔ حکمت به کف آور جامیبو که از لوحِ دلت نقشِ جهالت برود

متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.

اگر با نیت آمده‌اید

با دلسردی کاری را رها نکن؛ پایداری به ثمر می‌رسد. درباره دیگران قضاوت نکن، چون عاقبت هیچ کس معلوم نیست.

تعبیر کامل فال با شاه‌بیت و شاهد این غزل

فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.

درباره این غزل

غزلی حکیمانه درباره پایداری و عاقبت کار. هر کس از سر کوی تو با دلتنگی برود، کارش پیش نمی‌رود و سرانجام شرمنده می‌رود. بیت دوم امیدبخش است: کاروانی که بدرقه‌اش حفظ خداست، با شکوه می‌نشیند و با جلال می‌رود. بیت ششم از مشهورترین ابیات دیوان است: حکم پرهیزگاری و مستی همه بر عاقبت است؛ کسی ندانست که سرانجام در چه حالی می‌رود. بیت پایانی پند حکمت است.

شرح بیت‌ها

بیت ۱از سرِ کویِ تو هر کو به ملالت برود / نرود کارش و آخِر به خجالت برود

هر کس از سر کوی تو با دلتنگی برود، کارش پیش نمی‌رود و سرانجام با شرمندگی می‌رود.

بیت ۲کاروانی که بُوَد بدرقه‌اش حفظِ خدا / به تَجَمُّل بنشیند، به جَلالت برود

کاروانی که بدرقه‌اش حفظ خداست، با شکوه می‌نشیند و با جلال می‌رود.

بیت ۴کامِ خود آخرِ عمر از مِی و معشوق بگیر / حیفِ اوقات که یک سر به بطالت برود

در پایان عمر کام خود را بگیر؛ حیف است که اوقات یکسره به بیهودگی بگذرد.

بیت ۶حکمِ مستوری و مستی همه بر خاتِمَت است / کس ندانست که آخِر به چه حالت برود

حکم پرهیزگاری و مستی همه به عاقبت است؛ کسی ندانست که سرانجام در چه حالی می‌رود.

بیت ۷حافظ از چشمهٔ حکمت به کف آور جامی / بو که از لوحِ دلت نقشِ جهالت برود

حافظ، از چشمه حکمت جامی به دست آور، شاید نقش نادانی از لوح دلت پاک شود.

معنی واژه‌ها

ملالت
دلتنگی
بدرقه
همراه و نگهبان سفر
تجمل
شکوه
ضلالت
گمراهی
بطالت
بیهودگی
دلالت
راهنمایی
خاتمت
پایان کار