حافظ · غزل شماره ۲۲۸
گر من از باغِ تو یک میوه بچینم چه شود؟
گر من از باغِ تو یک میوه بچینم چه شود؟پیش پایی به چراغِ تو ببینم چه شود؟
یا رب اندر کَنَفِ سایهٔ آن سروِ بلندگر منِ سوخته یک دَم بنشینم چه شود؟
آخِر ای خاتَمِ جمشیدِ همایون آثارگر فِتَد عکسِ تو بر نقشِ نگینم چه شود؟
واعظِ شهر چو مِهرِ مَلِک و شَحنه گُزیدمن اگر مِهرِ نگاری بِگُزینم چه شود؟
عقلم از خانه به در رفت، وَگَر مِی این استدیدم از پیش که در خانهٔ دینم چه شود
صرف شد عمرِ گرانمایه به معشوقه و مِیتا از آنم چه به پیش آید، از اینم چه شود؟
خواجه دانست که من عاشقم و هیچ نگفتحافظ ار نیز بداند که چُنینم چه شود؟
متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.
اگر با نیت آمدهاید
خواستهات کوچک و مشروع است؛ از بیان آن نترس. گاهی یک درخواست ساده درهای بزرگی را باز میکند.
تعبیر کامل فال با شاهبیت و شاهد این غزل
فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.
درباره این غزل
غزلی با ردیف پرسشی «چه شود؟» در درخواست فروتنانه از یار. اگر من از باغ تو یک میوه بچینم چه میشود؟ اگر پیش پایم را با چراغ تو ببینم چه میشود؟ هر بیت خواهشی کوچک را پیش میکشد. بیت چهارم نکتهای انتقادی دارد: واعظ شهر مهر پادشاه و داروغه را برگزید؛ من اگر مهر نگاری را برگزینم چه میشود؟ بیت پایانی ظریف است: خواجه دانست من عاشقم و چیزی نگفت؛ اگر حافظ هم بداند چه میشود؟
شرح بیتها
بیت ۱گر من از باغِ تو یک میوه بچینم چه شود؟ / پیش پایی به چراغِ تو ببینم چه شود؟
اگر من از باغ تو یک میوه بچینم چه میشود؟ اگر پیش پایم را با چراغ تو ببینم چه میشود؟
بیت ۲یا رب اندر کَنَفِ سایهٔ آن سروِ بلند / گر منِ سوخته یک دَم بنشینم چه شود؟
خدایا، اگر من سوخته یک دم در پناه سایه آن سرو بلند بنشینم چه میشود؟
بیت ۴واعظِ شهر چو مِهرِ مَلِک و شَحنه گُزید / من اگر مِهرِ نگاری بِگُزینم چه شود؟
واعظ شهر مهر پادشاه و داروغه را برگزید؛ من اگر مهر نگاری را برگزینم چه میشود؟
بیت ۶صرف شد عمرِ گرانمایه به معشوقه و مِی / تا از آنم چه به پیش آید، از اینم چه شود؟
عمر گرانمایه صرف معشوقه و می شد؛ ببینم از آن چه پیش میآید و از این چه میشود.
بیت ۷خواجه دانست که من عاشقم و هیچ نگفت / حافظ ار نیز بداند که چُنینم چه شود؟
خواجه دانست که من عاشقم و هیچ نگفت؛ اگر حافظ هم بداند که چنینم چه میشود؟
معنی واژهها
- کنف
- پناه
- خاتم جمشید
- انگشتر جمشید
- همایون آثار
- خجستهاثر
- ملک
- پادشاه
- شحنه
- داروغه
- گرانمایه
- ارزشمند