پرش به محتوا
گلپسر

حافظ · غزل شماره ۲۳۲

بر سرِ آنم که گر ز دست برآید

بر سرِ آنم که گر ز دست برآیددست به‌کاری زنم که غصّه سرآید

خلوتِ دل نیست جایِ صحبتِ اَضداددیو چو بیرون رود فرشته درآید

صحبت حُکّام ظلمتِ شبِ یلداستنور ز خورشید جوی بو که برآید

بر درِ اربابِ بی‌مروّتِ دنیاچند نشینی که خواجه کی به درآید

تَرکِ گدایی مکن که گنج بیابیاز نظرِ رهرُوی که در گذر آید

صالح و طالِح مَتاعِ خویش نمودندتا که قبول افتد و که در نظر آید

بلبلِ عاشق تو عمر خواه که آخِرباغ شود سبز و شاخِ گُل به بر‌آید

غفلتِ حافظ در این سراچه عجب نیستهر که به میخانه رفت بی‌خبر آید

متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.

اگر با نیت آمده‌اید

تصمیم بگیر و دست به کاری بزن که غصه‌ات را تمام کند. فکرهای منفی را از دل بیرون کن تا جای خوبی‌ها باز شود؛ باغ سبز خواهد شد.

تعبیر کامل فال با شاه‌بیت و شاهد این غزل

فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.

درباره این غزل

غزلی در عزم برای پایان دادن به غصه و پندهای اجتماعی. بر آنم که اگر از دستم برآید، دست به کاری بزنم که غصه تمام شود. بیت دوم از ابیات مشهور است: خلوت دل جای همنشینی اضداد نیست؛ وقتی دیو بیرون رود فرشته درمی‌آید. بیت سوم نقدی تند است: همنشینی با حاکمان تاریکی شب یلداست؛ نور را از خورشید بجوی. بیت هفتم امیدبخش است: ای بلبل عاشق، عمر بخواه که سرانجام باغ سبز می‌شود.

شرح بیت‌ها

بیت ۱بر سرِ آنم که گر ز دست برآید / دست به‌کاری زنم که غصّه سرآید

بر آنم که اگر از دستم برآید، دست به کاری بزنم که غصه به پایان برسد.

بیت ۲خلوتِ دل نیست جایِ صحبتِ اَضداد / دیو چو بیرون رود فرشته درآید

خلوت دل جای همنشینی اضداد نیست؛ وقتی دیو بیرون رود، فرشته درمی‌آید.

بیت ۳صحبت حُکّام ظلمتِ شبِ یلداست / نور ز خورشید جوی بو که برآید

همنشینی با حاکمان تاریکی شب یلداست؛ نور را از خورشید بجوی، شاید برآید.

بیت ۴بر درِ اربابِ بی‌مروّتِ دنیا / چند نشینی که خواجه کی به درآید

تا کی بر در صاحبان بی‌مروت دنیا می‌نشینی که خواجه کی بیرون می‌آید؟

بیت ۷بلبلِ عاشق تو عمر خواه که آخِر / باغ شود سبز و شاخِ گُل به بر‌آید

ای بلبل عاشق، عمر بخواه، که سرانجام باغ سبز می‌شود و شاخ گل به بار می‌نشیند.

معنی واژه‌ها

اضداد
ناسازگاران
حکام
حاکمان
شب یلدا
بلندترین شب سال
ارباب
صاحبان
صالح و طالح
نیکوکار و بدکار
متاع
کالا
سراچه
خانه کوچک؛ دنیا