پرش به محتوا
گلپسر

حافظ · غزل شماره ۲۳۳

دست از طلب ندارم تا کامِ من برآید

دست از طلب ندارم تا کامِ من برآیدیا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید

بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگرکز آتش درونم دود از کفن برآید

بنمای رخ که خَلقی والِه شَوَند و حیرانبگشای لب که فریاد از مرد و زن برآید

جان بر لب است و حسرت در دل که از لبانشنگرفته هیچ کامی جان از بدن برآید

از حسرتِ دهانش آمد به تنگ جانمخود کامِ تنگدستان کی زان دهن برآید

گویند ذکرِ خیرش در خیلِ عشقبازانهر جا که نامِ حافظ در انجمن برآید

متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.

اگر با نیت آمده‌اید

دست از تلاش برندار؛ پایداری تو سرانجام به نتیجه می‌رسد. آنچه می‌خواهی ارزش این همه کوشش را دارد.

تعبیر کامل فال با شاه‌بیت و شاهد این غزل

فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.

درباره این غزل

از مشهورترین غزل‌های حافظ در پایداری و طلب. بیت نخست از پرکاربردترین مطلع‌های دیوان است: دست از طلب برنمی‌دارم تا کامم برآید؛ یا تن به جانان می‌رسد یا جان از تن برمی‌آید. بیت دوم تصویری شگفت دارد: پس از مرگم گورم را بگشا و ببین که از آتش درونم دود از کفن برمی‌آید. بیت‌های بعد زیبایی یار را وصف می‌کنند که اگر رخ بنماید خلقی حیران می‌شوند.

شرح بیت‌ها

بیت ۱دست از طلب ندارم تا کامِ من برآید / یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید

دست از طلب برنمی‌دارم تا کامم برآید؛ یا تن به جانان می‌رسد یا جان از تن برمی‌آید.

بیت ۲بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر / کز آتش درونم دود از کفن برآید

پس از مرگم گورم را بگشا و ببین که از آتش درونم دود از کفن برمی‌آید.

بیت ۳بنمای رخ که خَلقی والِه شَوَند و حیران / بگشای لب که فریاد از مرد و زن برآید

رخ بنما تا خلقی واله و حیران شوند؛ لب بگشا تا فریاد از مرد و زن برآید.

بیت ۵از حسرتِ دهانش آمد به تنگ جانم / خود کامِ تنگدستان کی زان دهن برآید

از حسرت دهان (تنگ) او جانم به تنگ آمد؛ کام تنگدستان کی از آن دهان برمی‌آید؟

بیت ۶گویند ذکرِ خیرش در خیلِ عشقبازان / هر جا که نامِ حافظ در انجمن برآید

می‌گویند هر جا نام حافظ در انجمن برآید، در میان عاشقان به نیکی یادش می‌کنند.

معنی واژه‌ها

طلب
جست‌وجو
تربت
گور
واله
شیفته
خیل
گروه
انجمن
جمع
تنگدست
فقیر؛ و نیز کنایه از دهان تنگ