پرش به محتوا
گلپسر

حافظ · غزل شماره ۲۷۰

دردِ عشقی کشیده‌ام که مَپُرس

دردِ عشقی کشیده‌ام که مَپُرسزهرِ هجری چشیده‌ام که مَپُرس

گشته‌ام در جهان و آخرِ کاردلبری برگزیده‌ام که مپرس

آن چنان در هوایِ خاکِ دَرَشمی‌رود آبِ دیده‌ام که مپرس

من به گوشِ خود از دهانش دوشسخنانی شنیده‌ام که مپرس

سویِ من لب چه می‌گَزی که مگویلبِ لعلی گَزیده‌ام که مپرس

بی تو در کلبهٔ گداییِ خویشرنج‌هایی کشیده‌ام که مپرس

همچو حافظ غریب در رَهِ عشقبه مَقامی رسیده‌ام که مپرس

متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.

اگر با نیت آمده‌اید

تجربه‌هایی داشته‌ای که در کلمه نمی‌گنجد؛ دردش و شیرینی‌اش. این سفر تو را به جایگاهی رسانده که ارزشمند است.

تعبیر کامل فال با شاه‌بیت و شاهد این غزل

فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.

درباره این غزل

از مشهورترین غزل‌های حافظ با ردیف «که مپرس»، غزلی کوتاه و سرشار از ناگفته‌ها. دردی از عشق کشیده‌ام که مپرس و زهر هجری چشیده‌ام که مپرس. هر بیت با این ردیف ژرفای احساسی را نشان می‌دهد که در کلمه نمی‌گنجد. بیت دوم امیدبخش است: در جهان گشتم و سرانجام دلبری برگزیدم که مپرس. بیت چهارم رازآلود است: دیشب با گوش خودم از دهانش سخنانی شنیدم که مپرس.

شرح بیت‌ها

بیت ۱دردِ عشقی کشیده‌ام که مَپُرس / زهرِ هجری چشیده‌ام که مَپُرس

دردی از عشق کشیده‌ام که مپرس و زهر هجری چشیده‌ام که مپرس.

بیت ۲گشته‌ام در جهان و آخرِ کار / دلبری برگزیده‌ام که مپرس

در جهان گشتم و در پایان کار دلبری برگزیدم که مپرس.

بیت ۴من به گوشِ خود از دهانش دوش / سخنانی شنیده‌ام که مپرس

دیشب با گوش خودم از دهانش سخنانی شنیدم که مپرس.

بیت ۵سویِ من لب چه می‌گَزی که مگوی / لبِ لعلی گَزیده‌ام که مپرس

چرا به سوی من لب می‌گزی که مگو؟ من لب لعلی را گزیده‌ام که مپرس.

بیت ۷همچو حافظ غریب در رَهِ عشق / به مَقامی رسیده‌ام که مپرس

مانند حافظ غریب در راه عشق به مقامی رسیده‌ام که مپرس.

معنی واژه‌ها

هجر
دوری
برگزیدن
انتخاب کردن
هوا
آرزو
لب گزیدن
نشانه منع از گفتن
کلبه گدایی
خانه فقیرانه
مقام
مرتبه