پرش به محتوا
گلپسر

حافظ · غزل شماره ۲۷۶

باغبان گر پنج‌روزی صحبتِ گل بایدش

باغبان گر پنج‌روزی صحبتِ گل بایدشبر جفایِ خارِ هجران صبرِ بلبل بایدش

ای دل اندر بندِ زلفش از پریشانی مَنالمرغِ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش

رندِ عالم‌سوز را با مصلحت‌بینی چه‌کار؟کار مُلک است آن که تدبیر و تأمل بایدش

تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافری‌ستراهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش

با چُنین زلف و رُخَش بادا نظربازی حرامهر که روی یاسمین و جَعدِ سنبل بایدش

نازها زان نرگسِ مستانه‌اش باید کشیداین دلِ شوریده تا آن جَعد و کاکُل بایدش

ساقیا در گردشِ ساغر تعلل تا به چند؟دور چون با عاشقان افتد تَسَلسُل بایدش

کیست حافظ تا ننوشد باده بی‌آوازِ رود؟عاشقِ مسکین چرا چندین تجمل بایدش؟

متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.

اگر با نیت آمده‌اید

برای رسیدن به گل باید خار را تحمل کنی. به توانایی‌هایت تکیه کن، اما توکل را فراموش نکن؛ صد هنر بی‌توکل کافی نیست.

تعبیر کامل فال با شاه‌بیت و شاهد این غزل

فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.

درباره این غزل

از غزل‌های مشهور حافظ در صبر و توکل. باغبان اگر پنج روز همنشینی گل را می‌خواهد، باید مانند بلبل بر جفای خار هجران صبر کند. بیت دوم پندی زیباست: ای دل، در بند زلف او از پریشانی منال؛ مرغ زیرک وقتی به دام افتد باید تحمل کند. بیت چهارم از ژرف‌ترین ابیات عرفانی است: تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کفر است؛ رهرو اگر صد هنر دارد، باید توکل کند. بیت هفتم به «تسلسل» در گردش جام اشاره دارد.

شرح بیت‌ها

بیت ۱باغبان گر پنج‌روزی صحبتِ گل بایدش / بر جفایِ خارِ هجران صبرِ بلبل بایدش

باغبان اگر پنج روز همنشینی گل را می‌خواهد، باید مانند بلبل بر جفای خار هجران صبر کند.

بیت ۲ای دل اندر بندِ زلفش از پریشانی مَنال / مرغِ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش

ای دل، در بند زلفش از پریشانی منال؛ مرغ زیرک وقتی به دام افتد باید تحمل کند.

بیت ۳رندِ عالم‌سوز را با مصلحت‌بینی چه‌کار؟ / کار مُلک است آن که تدبیر و تأمل بایدش

رند عالم‌سوز را با مصلحت‌اندیشی چه کار؟ کار ملک‌داری است که تدبیر و تأمل می‌خواهد.

بیت ۴تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافری‌ست / راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش

تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کفر است؛ رهرو اگر صد هنر هم دارد، توکل لازم دارد.

بیت ۷ساقیا در گردشِ ساغر تعلل تا به چند؟ / دور چون با عاشقان افتد تَسَلسُل بایدش

ساقی، تا کی در گردش ساغر درنگ؟ وقتی دور به عاشقان رسید، باید پیوسته ادامه یابد.

معنی واژه‌ها

صحبت گل
همنشینی با گل
خار هجران
رنج دوری
مصلحت‌بینی
حسابگری
توکل
اعتماد به خدا
جعد
زلف مجعد
کاکل
موی پیشانی
تسلسل
پیوستگی
تجمل
تشریفات