پرش به محتوا
گلپسر

حافظ · غزل شماره ۲۷۷

فکرِ بلبل همه آن است که گُل شد یارش

فکرِ بلبل همه آن است که گُل شد یارشگُل در اندیشه که چُون عشوه کُنَد در کارش

دلربایی همه آن نیست که عاشق بِکُشَندخواجه آن است که باشد غَمِ خدمتکارش

جایِ آن است که خون موج زَنَد در دلِ لعلزین تَغابُن که خَزَف می‌شکند بازارش

بلبل از فیضِ گل آموخت سخن، ور نه نبوداین همه قول و غزل تعبیه در منقارش

ای که در کوچهٔ معشوقهٔ ما می‌گُذَریبر حذر باش، که سر می‌شکند دیوارش

آن سفرکرده که صد قافله دل همرهِ اوستهر کجا هست خدایا به سلامت دارش

صحبت عافیتت گرچه خوش افتاد ای دلجانبِ عشق عزیز است، فرومگذارش

صوفیِ سرخوش از این دست که کج کرد کلاهبه دو جامِ دگر آشفته شود دستارش

دلِ حافظ که به دیدارِ تو خوگر شده بودنازپروردِ وصال است، مجو آزارش

متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.

اگر با نیت آمده‌اید

اگر عزیزی در سفر داری، برایش دعا کن؛ به سلامت بازمی‌گردد. اگر در جایگاهی بالاتری، به فکر کسانی باش که به تو وابسته‌اند.

تعبیر کامل فال با شاه‌بیت و شاهد این غزل

فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.

درباره این غزل

غزلی در آداب عشق و دعا برای مسافر. همه فکر بلبل این است که گل یارش شد و گل در اندیشه است که چگونه در کارش ناز کند. بیت دوم از پندهای مشهور حافظ درباره بزرگی است: دلربایی همه آن نیست که عاشق را بکشند؛ خواجه آن است که غم خدمتکارش را بخورد. بیت ششم دعایی پرکاربرد برای مسافران است: آن سفرکرده که صد کاروان دل همراه اوست، خدایا هر کجا هست به سلامت نگهش دار.

شرح بیت‌ها

بیت ۱فکرِ بلبل همه آن است که گُل شد یارش / گُل در اندیشه که چُون عشوه کُنَد در کارش

همه فکر بلبل این است که گل یارش شد؛ و گل در اندیشه است که چگونه در کارش ناز کند.

بیت ۲دلربایی همه آن نیست که عاشق بِکُشَند / خواجه آن است که باشد غَمِ خدمتکارش

دلربایی همه آن نیست که عاشق را بکشند؛ خواجه آن است که غم خدمتکارش را بخورد.

بیت ۴بلبل از فیضِ گل آموخت سخن، ور نه نبود / این همه قول و غزل تعبیه در منقارش

بلبل از فیض گل سخن آموخت، وگرنه این همه قول و غزل در منقارش نهاده نبود.

بیت ۶آن سفرکرده که صد قافله دل همرهِ اوست / هر کجا هست خدایا به سلامت دارش

آن سفرکرده که صد کاروان دل همراه اوست، خدایا هر کجا هست به سلامت نگهش دار.

بیت ۷صحبت عافیتت گرچه خوش افتاد ای دل / جانبِ عشق عزیز است، فرومگذارش

ای دل، هرچند همنشینی با عافیت خوش است، جانب عشق عزیز است، رهایش مکن.

معنی واژه‌ها

عشوه
ناز
تغابن
زیان، غبن
خزف
سفال شکسته
تعبیه
نهاده
حذر
پرهیز
دستار
عمامه
خوگر
خوگرفته