حافظ · غزل شماره ۳۰۲
خوش خبر باشی ای نسیمِ شِمال
خوش خبر باشی ای نسیمِ شِمالکه به ما میرسد زمانِ وصال
قصّةُ الْعِشق لَا اِنْفِصامَ لَهافُصِمَت ها هُنا لسانَ القال
ما لِسَلمی و من بِذی سَلَمٍأینَ جِیرانُنا و کَیفَ الْحال
عَفَتِ الدارُ بَعدَ عافیةٍفَاسألوا حالَها عَنِ الاَطْلال
فی جَمالِ الکمالِ نِلتَ مُنیصَرَّفَ اللهُ عَنکَ عَینَ کمال
یا بَریدَ الْحِمی حَماکَ اللهمرحباً مرحباً تَعال تَعال
عرصهٔ بزمگاه خالی مانداز حریفان و جامِ مالامال
سایه افکند حالیا شبِ هجرتا چه بازَند شبرُوانِ خیال
تُرکِ ما سویِ کَس نمینِگردآه از این کبریا و جاه و جلال
حافظا عشق و صابری تا چند؟نالهٔ عاشقان خوش است، بِنال
متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.
اگر با نیت آمدهاید
نسیم خوشخبر وزیده؛ زمان دیدار نزدیک است. اگر دلتنگ دوستانی هستی که دور شدهاند، سراغشان را بگیر.
تعبیر کامل فال با شاهبیت و شاهد این غزل
فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.
درباره این غزل
غزلی ملمع (آمیخته از فارسی و عربی) که با مژده نسیم شمال آغاز میشود. خوشخبر باشی ای نسیم شمال که زمان وصال به ما میرسد. بیتهای دوم تا ششم عربیاند و به شیوه شعر کهن عرب از دیار ویران یار و همسایگان رفته میپرسند: قصه عشق گسستنی نیست، اما زبان گفتار اینجا از کار افتاد؛ سلمی و ساکنان ذیسلم را چه شد؟ حال خانه را از ویرانهها بپرسید. بیت پایانی: ناله عاشقان خوش است، بنال.
شرح بیتها
بیت ۱خوش خبر باشی ای نسیمِ شِمال / که به ما میرسد زمانِ وصال
ای نسیم شمال، خوشخبر باشی که زمان وصال به ما میرسد.
بیت ۲قصّةُ الْعِشق لَا اِنْفِصامَ لَها / فُصِمَت ها هُنا لسانَ القال
قصه عشق گسستنی نیست؛ اما اینجا زبان گفتار از کار افتاد.
بیت ۳ما لِسَلمی و من بِذی سَلَمٍ / أینَ جِیرانُنا و کَیفَ الْحال
سلمی را چه شد و ساکنان ذیسلم را؟ همسایگان ما کجایند و حالشان چیست؟
بیت ۵فی جَمالِ الکمالِ نِلتَ مُنی / صَرَّفَ اللهُ عَنکَ عَینَ کمال
در جمال کمال به آرزو رسیدی؛ خدا چشم بد را از تو بگرداند.
بیت ۱۰حافظا عشق و صابری تا چند؟ / نالهٔ عاشقان خوش است، بِنال
حافظ، عشق و صبوری تا کی؟ ناله عاشقان خوش است، بنال.
معنی واژهها
- نسیم شمال
- باد شمال
- ملمع
- شعر آمیخته از دو زبان
- ذیسلم
- جایی در حجاز در شعر عرب
- اطلال
- ویرانههای خانه یار
- برید
- پیک
- مالامال
- لبریز
- کبریا
- بزرگی