پرش به محتوا
گلپسر

حافظ · غزل شماره ۳۰۷

هر نکته‌ای که گفتم در وصفِ آن شَمایل

هر نکته‌ای که گفتم در وصفِ آن شَمایلهر کو شنید گفتا «لِلّهِ دَرُّ قائل»

تحصیلِ عشق و رندی آسان نمود اولآخر بسوخت جانم در کسبِ این فضایل

حَلّاج بر سرِ دار این نکته خوش سُراید«از شافعی نپرسند امثالِ این مسائل»

گفتم که «کِی ببخشی بر جانِ ناتوانم؟»گفت «آن زمان که نَبْوَد جان در میانه حائل»

دل داده‌ام به یاری، شوخی‌، کَشی، نگاریمَرضیّةُ السَجایا مَحمودَةُ الخَصائل

در عینِ گوشه‌گیری بودم چو چشمِ مستتو اکنون شدم به مستان چون ابرویِ تو مایل

از آبِ دیده صد رَه طوفانِ نوح دیدموز لوحِ سینه نقشت هرگز نگشت زایل

ای دوست دستِ حافظ تَعویذِ چشم زخم استیا رب ببینم آن را در گردنت حَمایل

متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.

اگر با نیت آمده‌اید

راهی که انتخاب کرده‌ای در آغاز آسان به نظر می‌رسید؛ اکنون سختی‌اش را می‌بینی. پایدار بمان؛ این فضیلت‌ها با سختی به دست می‌آیند.

تعبیر کامل فال با شاه‌بیت و شاهد این غزل

فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.

درباره این غزل

غزلی در دشواری راه عشق و رندی. هر نکته‌ای که در وصف آن سیما گفتم، هر کس شنید گفت: «خدا را، گوینده‌اش چه نیکو گفت». بیت دوم از ابیات مشهور است: کسب عشق و رندی اول آسان می‌نمود، سرانجام جانم در کسب این فضیلت‌ها سوخت. بیت سوم به حلاج اشاره دارد: حلاج بر سر دار خوش می‌گوید که مسائلی از این دست را از شافعی (فقیه) نمی‌پرسند؛ یعنی عشق در قلمرو فقه نیست. بیت چهارم پاسخی ژرف است: وقتی جان در میانه حائل نباشد.

شرح بیت‌ها

بیت ۱هر نکته‌ای که گفتم در وصفِ آن شَمایل / هر کو شنید گفتا «لِلّهِ دَرُّ قائل»

هر نکته‌ای که در وصف آن سیما گفتم، هر کس شنید گفت: خدا را، گوینده چه نیکو گفت.

بیت ۲تحصیلِ عشق و رندی آسان نمود اول / آخر بسوخت جانم در کسبِ این فضایل

کسب عشق و رندی اول آسان می‌نمود؛ سرانجام جانم در کسب این فضیلت‌ها سوخت.

بیت ۳حَلّاج بر سرِ دار این نکته خوش سُراید / «از شافعی نپرسند امثالِ این مسائل»

حلاج بر سر دار این نکته را خوش می‌سراید که مسائلی از این دست را از شافعی نمی‌پرسند.

بیت ۴گفتم که «کِی ببخشی بر جانِ ناتوانم؟» / گفت «آن زمان که نَبْوَد جان در میانه حائل»

گفتم کی بر جان ناتوانم می‌بخشی؟ گفت آن زمان که جان در میانه مانع نباشد.

بیت ۷از آبِ دیده صد رَه طوفانِ نوح دیدم / وز لوحِ سینه نقشت هرگز نگشت زایل

از اشک صد بار طوفان نوح دیدم، اما نقش تو هرگز از لوح سینه‌ام پاک نشد.

معنی واژه‌ها

شمایل
سیما
لله در قائل
خدا را، گوینده چه نیکو گفت
حلاج
منصور حلاج، عارف قرن چهارم
شافعی
فقیه نامدار، بنیانگذار مذهب شافعی
حائل
مانع
مرضیه السجایا
دارای خوی‌های پسندیده
تعویذ
دعای دفع چشم‌زخم