حافظ · غزل شماره ۳۰۸
ای رُخَت چون خُلد و لَعلَت سَلسَبیل
ای رُخَت چون خُلد و لَعلَت سَلسَبیلسَلسَبیلت کرده جان و دل سَبیل
سبزپوشانِ خَطَت بر گِردِ لبهمچو مورانند گِردِ سَلسَبیل
ناوَکِ چشمِ تو در هر گوشهایهمچو من افتاده دارد صد قَتیل
یا رب این آتش که در جانِ من استسرد کن زان سان که کردی بر خلیل
من نمییابم مجال ای دوستانگرچه دارد او جمالی بس جمیل
پای ما لَنگ است و منزل بس درازدست ما کوتاه و خرما بر نَخیل
حافظ از سرپنجهٔ عشقِ نگارهمچو مور افتاده شد در پایِ پیل
شاهِ عالم را بقا و عِزّ و نازباد و هر چیزی که باشد زین قَبیل
متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.
اگر با نیت آمدهاید
هدفت دور و توانت اندک به نظر میرسد. گامهای کوچک بردار و از کسانی که توان بیشتری دارند کمک بخواه.
تعبیر کامل فال با شاهبیت و شاهد این غزل
فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.
درباره این غزل
غزلی در ستایش یار و ناتوانی عاشق. ای که رخت مانند بهشت و لبت مانند سلسبیل (چشمه بهشتی) است. بیت چهارم دعایی با اشاره به داستان ابراهیم است: خدایا این آتش را که در جان من است سرد کن، همانگونه که بر خلیل کردی. بیت ششم از مشهورترین مثلهای فارسی شده است: پای ما لنگ است و منزل بسیار دراز؛ دست ما کوتاه است و خرما بر نخل. بیت هفتم تمثیل مور در پای پیل است.
شرح بیتها
بیت ۱ای رُخَت چون خُلد و لَعلَت سَلسَبیل / سَلسَبیلت کرده جان و دل سَبیل
ای که رخت مانند بهشت و لبت مانند سلسبیل است؛ سلسبیل تو جان و دل را وقف کرده است.
بیت ۲سبزپوشانِ خَطَت بر گِردِ لب / همچو مورانند گِردِ سَلسَبیل
موهای سبز تازهرسته گرد لبت مانند مورانیاند که گرد چشمه سلسبیل جمع شدهاند.
بیت ۴یا رب این آتش که در جانِ من است / سرد کن زان سان که کردی بر خلیل
خدایا، این آتش را که در جان من است سرد کن، همانگونه که بر خلیل (ابراهیم) کردی.
بیت ۶پای ما لَنگ است و منزل بس دراز / دست ما کوتاه و خرما بر نَخیل
پای ما لنگ است و منزل بسیار دراز؛ دست ما کوتاه است و خرما بر نخل.
بیت ۷حافظ از سرپنجهٔ عشقِ نگار / همچو مور افتاده شد در پایِ پیل
حافظ از سرپنجه عشق نگار مانند مور در پای پیل افتاده است.
معنی واژهها
- خلد
- بهشت
- سلسبیل
- چشمهای در بهشت
- سبیل
- وقف
- ناوک
- تیر
- قتیل
- کشته
- خلیل
- ابراهیم پیامبر
- نخیل
- نخل