حافظ · غزل شماره ۳۱۴
دوش بیماری چشم تو بِبُرد از دستم
دوش بیماری چشم تو بِبُرد از دستملیکن از لطفِ لبت صورتِ جان میبستم
عشق من با خَطِ مشکین تو امروزی نیستدیرگاه است کز این جامِ هِلالی مستم
از ثباتِ خودم این نکته خوش آمد که به جوردر سرِ کویِ تو از پایِ طلب ننشَستم
عافیتْ چشم مدار از منِ میخانهنشینکه دَم از خدمتِ رندان زدهام تا هستم
در رَهِ عشق از آن سویِ فنا صد خطر استتا نگویی که چو عمرم به سر آمد رَستم
بعد از اینم چه غم از تیرِ کج اندازِ حسودچون به محبوبِ کمان ابرویِ خود پیوستم
بوسه بر دُرجِ عقیقِ تو حلال است مراکه به افسوس و جفا مُهرِ وفا نشکستم
صنمی لشکریَم غارتِ دل کرد و بِرَفتآه اگر عاطِفَتِ شاه نگیرد دستم
رُتبَتِ دانشِ حافظ به فلک بَر شده بودکرد غمخواریِ شمشادِ بلندت پَستم
متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.
اگر با نیت آمدهاید
از پایداری خودت خشنود باش؛ با وجود سختیها دست از تلاش نکشیدی. به زودی از تیر حسودان آسوده خواهی شد.
تعبیر کامل فال با شاهبیت و شاهد این غزل
فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.
درباره این غزل
غزلی در پایداری و وفاداری. دیشب بیماری چشم تو (نگاه خمار) مرا از دست برد، اما از لطف لبت صورت جان میبستم. بیت سوم مشهور است: از ثبات خودم این نکته خوشم آمد که با وجود جور، از پای طلب در سر کوی تو ننشستم. بیت پنجم هشداری ژرف است: در راه عشق آن سوی فنا صد خطر است؛ مگو که چون عمرم به سر آمد رستم. بیت هفتم وفاداری را نشان میدهد: با افسوس و جفا مهر وفا را نشکستم.
شرح بیتها
بیت ۱دوش بیماری چشم تو بِبُرد از دستم / لیکن از لطفِ لبت صورتِ جان میبستم
دیشب بیماری چشم تو مرا از دست برد، اما از لطف لبت صورت جان میبستم.
بیت ۳از ثباتِ خودم این نکته خوش آمد که به جور / در سرِ کویِ تو از پایِ طلب ننشَستم
از ثبات خودم این نکته خوشم آمد که با وجود جور، از پای طلب در سر کوی تو ننشستم.
بیت ۵در رَهِ عشق از آن سویِ فنا صد خطر است / تا نگویی که چو عمرم به سر آمد رَستم
در راه عشق آن سوی فنا صد خطر است؛ مگو که چون عمرم به سر آمد رستم.
بیت ۶بعد از اینم چه غم از تیرِ کج اندازِ حسود / چون به محبوبِ کمان ابرویِ خود پیوستم
از این پس از تیر کجانداز حسود چه غم، وقتی به محبوب کمانابروی خود پیوستم.
بیت ۷بوسه بر دُرجِ عقیقِ تو حلال است مرا / که به افسوس و جفا مُهرِ وفا نشکستم
بوسه بر صندوقچه عقیق (لب) تو بر من حلال است، که با افسوس و جفا مهر وفا را نشکستم.
معنی واژهها
- بیماری چشم
- خماری نگاه
- خط مشکین
- موی تازهرسته
- جام هلالی
- جام ماهنوشکل
- فنا
- نیستی
- درج عقیق
- صندوقچه عقیق؛ لب
- عاطفت
- مهربانی
- شمشاد
- قامت