پرش به محتوا
گلپسر

حافظ · غزل شماره ۳۲۰

دیشب به سیلِ اشک رَهِ خواب می‌زدم

دیشب به سیلِ اشک رَهِ خواب می‌زدمنقشی به یادِ خَطِّ تو بر آب می‌زدم

ابرویِ یار در نظر و خرقه سوختهجامی به یادِ گوشهٔ محراب می‌زدم

هر مرغِ فکر کز سرِ شاخِ سخن بِجَستبازش ز طُرِّهٔ تو به مِضراب می‌زدم

رویِ نگار در نظرم جلوه می‌نمودوز دور بوسه بر رخِ مهتاب می‌زدم

چشمم به رویِ ساقی و گوشم به قولِ چنگفالی به چشم و گوش در این باب می‌زدم

نقشِ خیالِ رویِ تو تا وقتِ صبحدمبر کارگاهِ دیدهٔ بی‌خواب می‌زدم

ساقی به صوتِ این غزلم کاسه می‌گرفتمی‌گفتم این سرود و مِیِ ناب می‌زدم

خوش بود وقتِ حافظ و فالِ مراد و کامبر نامِ عمر و دولتِ احباب می‌زدم

متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.

اگر با نیت آمده‌اید

شب‌های بی‌خوابی و خیال‌پردازی داری. فال نیک برای عزیزانت بزن؛ دعای خیر برای دیگران به خودت بازمی‌گردد.

تعبیر کامل فال با شاه‌بیت و شاهد این غزل

فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.

درباره این غزل

غزلی در شب‌زنده‌داری و خیال یار. دیشب با سیل اشک راه خواب را می‌بستم و به یاد خط تو نقشی بر آب می‌زدم. بیت دوم تصویری عارفانه است: ابروی یار در نظر و خرقه سوخته، به یاد گوشه محراب جامی می‌زدم. بیت سوم زیباست: هر مرغ فکری که از شاخ سخن می‌پرید، با زلف تو مانند مضراب بازش می‌گرداندم. بیت پایانی فال نیک است: وقت حافظ خوش بود و فال مراد را به نام عمر و دولت دوستان می‌زدم.

شرح بیت‌ها

بیت ۱دیشب به سیلِ اشک رَهِ خواب می‌زدم / نقشی به یادِ خَطِّ تو بر آب می‌زدم

دیشب با سیل اشک راه خواب را می‌بستم و به یاد خط تو نقشی بر آب می‌زدم.

بیت ۲ابرویِ یار در نظر و خرقه سوخته / جامی به یادِ گوشهٔ محراب می‌زدم

ابروی یار در نظر و خرقه سوخته، به یاد گوشه محراب جامی می‌نوشیدم.

بیت ۳هر مرغِ فکر کز سرِ شاخِ سخن بِجَست / بازش ز طُرِّهٔ تو به مِضراب می‌زدم

هر مرغ فکری که از سر شاخ سخن پرید، با زلف تو مانند مضراب بازش می‌گرداندم.

بیت ۴رویِ نگار در نظرم جلوه می‌نمود / وز دور بوسه بر رخِ مهتاب می‌زدم

روی نگار در نظرم جلوه می‌کرد و از دور بر روی مهتاب بوسه می‌زدم.

بیت ۸خوش بود وقتِ حافظ و فالِ مراد و کام / بر نامِ عمر و دولتِ احباب می‌زدم

وقت حافظ خوش بود و فال مراد و کام را به نام عمر و دولت دوستان می‌زدم.

معنی واژه‌ها

ره خواب زدن
بی‌خوابی
نقش بر آب
کار ناپایدار
مضراب
زخمه ساز
قول چنگ
نوای چنگ
کارگاه دیده
چشم مانند کارگاه نقاشی
احباب
دوستان