پرش به محتوا
گلپسر

حافظ · غزل شماره ۳۲۵

گر دست دهد خاکِ کفِ پایِ نگارم

گر دست دهد خاکِ کفِ پایِ نگارمبر لوحِ بَصَر خطِّ غباری بنگارم

بر بویِ کنارِ تو شدم غرق و امید استاز موجِ سرشکم که رسانَد به کنارم

پروانهٔ او گر رسدم در طلبِ جانچون شمع همان دَم به دَمی جان بِسِپارَم

امروز مَکَش سر ز وفایِ من و اندیشزان شب که من از غم به دعا دست برآرم

زلفین سیاهِ تو به دلداریِ عُشّاقدادند قراری و بِبُردَند قرارم

ای باد از آن باده نسیمی به من آورکان بویِ شفابخش بُوَد دفعِ خُمارم

گر قلبِ دلم را نَنَهد دوست عیاریمن نقدِ روان در دَمَش از دیده شمارم

دامن مَفِشان از منِ خاکی که پس از منزین در نتواند که بَرَد باد غبارم

حافظ لبِ لَعلَش چو مرا جانِ عزیز استعمری بُوَد آن لحظه که جان را به لب آرم

متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.

اگر با نیت آمده‌اید

دعای دل شکسته اثر دارد؛ کسی را که صادقانه دوستت دارد نرنجان. امیدوار باش؛ موج اشک تو را به ساحل می‌رساند.

تعبیر کامل فال با شاه‌بیت و شاهد این غزل

فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.

درباره این غزل

غزلی در فروتنی عاشق و امید وصال. اگر خاک کف پای نگارم به دستم برسد، بر لوح چشمم خط غباری می‌نگارم. بیت دوم بازی زیبایی با «کنار» دارد: به امید آغوش (کنار) تو غرق شدم و امیدوارم موج اشکم مرا به کنار (ساحل) برساند. بیت چهارم هشداری لطیف است: امروز از وفای من سر مپیچ و از آن شبی بیندیش که از غم دست به دعا بردارم. بیت هشتم خواهشی فروتنانه است: دامن از من خاکی مفشان.

شرح بیت‌ها

بیت ۱گر دست دهد خاکِ کفِ پایِ نگارم / بر لوحِ بَصَر خطِّ غباری بنگارم

اگر خاک کف پای نگارم به دستم برسد، بر لوح چشمم خط غباری می‌نگارم.

بیت ۲بر بویِ کنارِ تو شدم غرق و امید است / از موجِ سرشکم که رسانَد به کنارم

به امید آغوش تو غرق شدم و امید است موج اشکم مرا به ساحل برساند.

بیت ۴امروز مَکَش سر ز وفایِ من و اندیش / زان شب که من از غم به دعا دست برآرم

امروز از وفای من سر مپیچ و از آن شبی بیندیش که از غم دست به دعا برآرم.

بیت ۷گر قلبِ دلم را نَنَهد دوست عیاری / من نقدِ روان در دَمَش از دیده شمارم

اگر دوست برای سکه دلم عیاری قائل نشود، من سکه روان را از دیده در پایش می‌شمارم.

بیت ۸دامن مَفِشان از منِ خاکی که پس از من / زین در نتواند که بَرَد باد غبارم

دامن از من خاکی مفشان، که پس از من باد نمی‌تواند غبارم را از این در ببرد.

معنی واژه‌ها

لوح بصر
صفحه چشم
کنار
آغوش؛ و نیز ساحل
پروانه
فرمان؛ و نیز حشره
زلفین
دو زلف
قلب
دل؛ و نیز سکه
نقد روان
پول رایج؛ اشک
غبار
گرد