حافظ · غزل شماره ۳۴۸
دیده دریا کُنم و صبر به صحرا فِکنم
دیده دریا کُنم و صبر به صحرا فِکنموَاندر این کار، دلِ خویش به دریا فِکنم
از دلِ تنگِ گنهکار برآرم آهیکآتش اندر گنهِ آدم و حوا فکنم
مایهٔ خوشدلی آن جاست که دلدار آن جاستمیکنم جهد که خود را مگر آن جا فکنم
بِگشا بندِ قبا ای مهِ خورشیدکلاه!تا چو زلفت سَرِ سودا زده در پا فکنم
خوردهام تیرِ فلک، باده بده تا سرمستعُقده در بندِ کَمرتَرکشِ جوزا فکنم
جرعهٔ جام بر این تختِ روان افشانمغُلغُلِ چنگ در این گنبدِ مینا فکنم
حافظا! تکیه بر ایّام چو سهو است و خطامن چرا عِشرتِ امروز به فردا فکنم؟
متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.
اگر با نیت آمدهاید
دل به دریا بزن و شادی امروز را به فردا نینداز؛ به فردا اطمینانی نیست. جایی باش که دلت آنجاست.
تعبیر کامل فال با شاهبیت و شاهد این غزل
فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.
درباره این غزل
غزلی در شور عاشقانه و پند غنیمت شمردن امروز. چشم را دریا میکنم و صبر را به صحرا میافکنم و در این کار دل را به دریا میزنم. بیت دوم تصویری شگفت دارد: از دل تنگ گنهکار آهی برمیآورم که آتش در گناه آدم و حوا بیندازم. بیت سوم: مایه خوشدلی آنجاست که دلدار آنجاست. بیت پایانی از مشهورترین پندهای دیوان است: حافظ، تکیه بر روزگار سهو و خطاست؛ چرا شادی امروز را به فردا بیفکنم؟
شرح بیتها
بیت ۱دیده دریا کُنم و صبر به صحرا فِکنم / وَاندر این کار، دلِ خویش به دریا فِکنم
چشم را دریا میکنم و صبر را به صحرا میافکنم، و در این کار دل را به دریا میزنم.
بیت ۲از دلِ تنگِ گنهکار برآرم آهی / کآتش اندر گنهِ آدم و حوا فکنم
از دل تنگ گنهکار آهی برمیآورم که آتش در گناه آدم و حوا بیفکنم.
بیت ۳مایهٔ خوشدلی آن جاست که دلدار آن جاست / میکنم جهد که خود را مگر آن جا فکنم
مایه خوشدلی آنجاست که دلدار آنجاست؛ میکوشم تا شاید خود را آنجا بیفکنم.
بیت ۶جرعهٔ جام بر این تختِ روان افشانم / غُلغُلِ چنگ در این گنبدِ مینا فکنم
جرعه جام را بر این تخت روان (آسمان) میافشانم و غلغل چنگ را در این گنبد مینا میافکنم.
بیت ۷حافظا! تکیه بر ایّام چو سهو است و خطا / من چرا عِشرتِ امروز به فردا فکنم؟
حافظ، چون تکیه بر روزگار سهو و خطاست، من چرا شادی امروز را به فردا بیفکنم؟
معنی واژهها
- دل به دریا زدن
- خطر کردن
- خورشیدکلاه
- دارای کلاهی چون خورشید
- سودازده
- شوریده
- عقده
- گره
- ترکش جوزا
- تیردان صورت فلکی جوزا
- گنبد مینا
- آسمان
- سهو
- اشتباه