پرش به محتوا
گلپسر

حافظ · غزل شماره ۳۵۰

به عزمِ توبه سحر گفتم استخاره کُنم

به عزمِ توبه سحر گفتم استخاره کُنمبهارِ توبه‌شکن می‌رسد چه چاره کُنم؟

سخن درست بگویم نمی‌توانم دیدکه مِی خورند حریفان و من نِظاره کنم

چو غنچه با لبِ خندان به یادِ مجلسِ شاهپیاله گیرم و از شوق، جامه پاره کنم

به دورِ لاله دماغِ مرا عِلاج کنیدگر از میانهٔ بزمِ طَرَب کناره کنم

ز رویِ دوست مرا چون گلِ مراد شِکُفتحوالهٔ سَرِ دشمن به سنگِ خاره کنم

گدایِ میکده‌ام، لیک وقتِ مستی بینکه ناز بر فلک و حکم بر ستاره کنم

مرا که نیست رَه و رسمِ لقمه‌پرهیزیچرا ملامتِ رندِ شراب‌خواره کنم

به تختِ گُل بنشانم بُتی چو سلطانیز سنبل و سَمَنش، سازِ طوق و یاره کنم

ز باده خوردن پنهان مَلول شد حافظبه بانگِ بَربَط و نِی، رازَش آشکاره کنم

متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.

اگر با نیت آمده‌اید

پیش از قضاوت درباره دیگران به خودت نگاه کن. برای تصمیم مهم استخاره کردی؛ اما بدان که شرایط هم در تصمیم اثر دارد.

تعبیر کامل فال با شاه‌بیت و شاهد این غزل

فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.

درباره این غزل

غزلی شاد در شکستن توبه با آمدن بهار. سحر به قصد توبه گفتم استخاره کنم؛ بهار توبه‌شکن می‌رسد، چه چاره کنم؟ بیت دوم صادقانه است: راست بگویم، نمی‌توانم ببینم که همنشینان می بنوشند و من تماشا کنم. بیت ششم تصویری از غرور مستی است: گدای میکده‌ام، اما وقت مستی ببین که بر فلک ناز و بر ستاره فرمان می‌کنم. بیت هفتم انصافی ظریف است: من که رسم پرهیز از لقمه (حرام) را ندارم، چرا رند شرابخوار را ملامت کنم؟

شرح بیت‌ها

بیت ۱به عزمِ توبه سحر گفتم استخاره کُنم / بهارِ توبه‌شکن می‌رسد چه چاره کُنم؟

سحر به قصد توبه گفتم استخاره کنم؛ بهار توبه‌شکن می‌رسد، چه چاره کنم؟

بیت ۲سخن درست بگویم نمی‌توانم دید / که مِی خورند حریفان و من نِظاره کنم

سخن راست بگویم، نمی‌توانم ببینم که همنشینان می بنوشند و من تماشا کنم.

بیت ۶گدایِ میکده‌ام، لیک وقتِ مستی بین / که ناز بر فلک و حکم بر ستاره کنم

گدای میکده‌ام، اما وقت مستی ببین که بر فلک ناز و بر ستاره فرمان می‌کنم.

بیت ۷مرا که نیست رَه و رسمِ لقمه‌پرهیزی / چرا ملامتِ رندِ شراب‌خواره کنم

من که رسم پرهیز از لقمه (حرام) را ندارم، چرا رند شرابخوار را ملامت کنم؟

بیت ۹ز باده خوردن پنهان مَلول شد حافظ / به بانگِ بَربَط و نِی، رازَش آشکاره کنم

حافظ از باده‌نوشی پنهانی ملول شد؛ با بانگ بربط و نی رازش را آشکار می‌کنم.

معنی واژه‌ها

استخاره
طلب خیر از خدا با فال
توبه‌شکن
شکننده توبه
نظاره
تماشا
دماغ
حال، مغز
سنگ خاره
سنگ سخت
لقمه‌پرهیزی
پرهیز از روزی حرام
یاره
دستبند