حافظ · غزل شماره ۳۵۸
غمِ زمانه که هیچش کَران نمیبینم
غمِ زمانه که هیچش کَران نمیبینمدَواش جز مِیِ چون ارغوان نمیبینم
به تَرک خدمتِ پیرِ مُغان نخواهم گفتچرا که مصلحتِ خود در آن نمیبینم
ز آفتابِ قَدَح ارتفاعِ عیش بگیرچرا که طالعِ وقت آن چُنان نمیبینم
نشانِ اهل خدا عاشقیست، با خود دارکه در مشایخِ شهر این نشان نمیبینم
بدین دو دیدهٔ حیران من هزار افسوسکه با دو آینه رویش عیان نمیبینم
قدِ تو تا بِشُد از جویبارِ دیدهٔ منبه جایِ سرو جز آبِ روان نمیبینم
در این خُمار کَسَم جرعهای نمیبخشدببین که اهل دلی در میان نمیبینم
نشانِ مویِ میانش که دل در او بستمز من مَپرس که خود در میان نمیبینم
من و سفینهٔ حافظ که جز در این دریابضاعت سخن دُرفشان نمیبینم
متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.
اگر با نیت آمدهاید
نشان انسان واقعی مهر و عشق است، نه ظاهر و عنوان. در غم زمانه، به کسانی تکیه کن که دل مهربان دارند.
تعبیر کامل فال با شاهبیت و شاهد این غزل
فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.
درباره این غزل
غزلی در غم بیپایان زمانه و نقد ریاکاری. غم زمانه که هیچ کرانهای برایش نمیبینم، دوایش را جز می ارغوانی نمیبینم. بیت چهارم از ابیات انتقادی مشهور است: نشان اهل خدا عاشقی است؛ این را با خود داشته باش، که در شیوخ شهر این نشان را نمیبینم. بیت ششم تصویری زیباست: از وقتی قامت تو از جویبار چشمم رفت، به جای سرو جز آب روان (اشک) نمیبینم. بیت پایانی ستایش شعر خود است.
شرح بیتها
بیت ۱غمِ زمانه که هیچش کَران نمیبینم / دَواش جز مِیِ چون ارغوان نمیبینم
غم زمانه که هیچ کرانهای برایش نمیبینم، دوایش را جز می ارغوانی نمیبینم.
بیت ۲به تَرک خدمتِ پیرِ مُغان نخواهم گفت / چرا که مصلحتِ خود در آن نمیبینم
ترک خدمت پیر مغان را نخواهم گفت، زیرا مصلحت خود را در آن نمیبینم.
بیت ۴نشانِ اهل خدا عاشقیست، با خود دار / که در مشایخِ شهر این نشان نمیبینم
نشان اهل خدا عاشقی است؛ این را با خود داشته باش، که در شیوخ شهر این نشان را نمیبینم.
بیت ۶قدِ تو تا بِشُد از جویبارِ دیدهٔ من / به جایِ سرو جز آبِ روان نمیبینم
از وقتی قامت تو از جویبار چشمم رفت، به جای سرو جز آب روان نمیبینم.
بیت ۹من و سفینهٔ حافظ که جز در این دریا / بضاعت سخن دُرفشان نمیبینم
من و سفینه (دیوان) حافظ؛ که جز در این دریا سرمایه سخن گوهرافشان نمیبینم.
معنی واژهها
- کران
- پایان
- ارغوان
- سرخ
- ارتفاع گرفتن
- اندازهگیری ارتفاع ستاره؛ بهره بردن
- طالع وقت
- بخت زمانه
- مشایخ
- شیوخ، پیران
- سفینه
- کشتی؛ و نیز دفتر شعر
- بضاعت
- سرمایه