حافظ · غزل شماره ۳۷۸
ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیمجامهٔ کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم
عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد استکار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم
رقم مغلطه بر دفتر دانش نزنیمسر حق بر ورق شعبده ملحق نکنیم
شاه اگر جرعهٔ رندان نه به حرمت نوشدالتفاتش به می صاف مروّق نکنیم
خوش برانیم جهان در نظر راهروانفکر اسب سیه و زین مغرّق نکنیم
آسمان کشتی ارباب هنر میشکندتکیه آن به که بر این بحر معلّق نکنیم
گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجیدگو «تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم»
حافظ ار خصم خطا گفت، نگیریم بر اوور به حق گفت، جدل با سخن حق نکنیم
متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.
اگر با نیت آمدهاید
این غزل منشور اخلاق است: بدگویی نکن، به ناحق تمایل نداشته باش و با حرف حق، حتی از دشمن، جدل نکن. به حرف حسودان اهمیت نده.
تعبیر کامل فال با شاهبیت و شاهد این غزل
فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.
درباره این غزل
از مشهورترین غزلهای اخلاقی حافظ که منشور رفتاری رندان را بیان میکند. ما بد نمیگوییم و به ناحق میل نمیکنیم؛ جامه کسی را سیاه و خرقه خود را کبود (ریایی) نمیکنیم. بیت دوم پندی متعادل است: عیب درویش و توانگر، کم یا زیاد، بد است؛ مصلحت آن است که کار بد را مطلقاً نکنیم. بیت هفتم پاسخی آرام به بدگویی است: اگر حسودی بد گفت و رفیقی رنجید، بگو خوش باش که ما به احمق گوش نمیدهیم. بیت پایانی اوج انصاف است: اگر دشمن خطا گفت بر او نمیگیریم و اگر حق گفت با سخن حق جدل نمیکنیم.
شرح بیتها
بیت ۱ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم / جامهٔ کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم
ما بد نمیگوییم و به ناحق میل نمیکنیم؛ جامه کسی را سیاه و خرقه خود را کبود نمیکنیم.
بیت ۲عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است / کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم
عیب درویش و توانگر، کم یا بیش، بد است؛ مصلحت آن است که کار بد را هرگز نکنیم.
بیت ۳رقم مغلطه بر دفتر دانش نزنیم / سر حق بر ورق شعبده ملحق نکنیم
بر دفتر دانش رقم مغالطه نمیزنیم و راز حق را به ورق شعبده نمیآمیزیم.
بیت ۷گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید / گو «تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم»
اگر حسودی بد گفت و رفیقی رنجید، بگو تو خوش باش که ما به احمق گوش نمیدهیم.
بیت ۸حافظ ار خصم خطا گفت، نگیریم بر او / ور به حق گفت، جدل با سخن حق نکنیم
حافظ، اگر دشمن خطا گفت بر او نمیگیریم؛ و اگر حق گفت، با سخن حق جدل نمیکنیم.
معنی واژهها
- جامه سیاه کردن
- بدنام کردن
- دلق ازرق
- خرقه کبود صوفیانه؛ ریا
- مغلطه
- فریب در استدلال
- مروق
- صافشده
- زین مغرق
- زین زرنشان
- بحر معلق
- آسمان
- جدل
- ستیزه