پرش به محتوا
گلپسر

حافظ · غزل شماره ۴۰۰

بالابلندِ عِشْوِه‌گرِ نقش‌بازِ من

بالابلندِ عِشْوِه‌گرِ نقش‌بازِ منکوتاه کرد قصّهٔ زُهْدِ درازِ من

دیدی دلا که آخرِ پیری و زُهْد و عِلْمبا من چه کَرْد دیدهٔ معشوقه‌بازِ من؟

می‌ترسم از خرابیِ ایمان که می‌بَرَدمِحْرابِ ابرویِ تو، حُضورِ نمازِ من

گفتم به دَلْقِ زَرْق بپوشم نشانِ عشقغَمّاز بود اَشْک و عَیان کرد رازِ من

مست است یار و یادِ حریفان نمی‌کُنَدذکرش به خیر‌، ساقیِ مِسْکین‌نوازِ من

یا رب کی آن صبا بِوَزَد کز نسیمِ آنگَرْدَد شمامهٔ کَرَمَش، کارسازِ من؟

نقشی بر آب می‌زنم از گریه، حالیاتا کی شود قرینِ حقیقت، مجازِ من

بر خود، چو شمع، خنده‌زنان، گریه می‌کنمتا با تو سنگ‌دل چه کُنَد سوز و سازِ من؟

زاهد؛ چو از نمازِ تو کاری نمی‌رودهم مستیِ شبانه و راز و نیازِ من

«حافظ»، زِ گریه سوخت بگو حالش ای صبابا شاهِ دوست‌پرورِ دشمن‌گُدازِ من

متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.

اگر با نیت آمده‌اید

احساسات واقعی را نمی‌شود پنهان کرد؛ اشک رازت را فاش می‌کند. صادق باش و بگذار عشق زندگی‌ات را دگرگون کند.

تعبیر کامل فال با شاه‌بیت و شاهد این غزل

فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.

درباره این غزل

غزلی در دگرگونی زاهد پیر به دست عشق. بلندبالای عشوه‌گر نقش‌باز من قصه زهد دراز مرا کوتاه کرد. بیت دوم اعترافی است: ای دل دیدی که در پایان پیری و زهد و علم، چشم معشوقه‌باز من با من چه کرد؟ بیت چهارم مشهور است: گفتم با خرقه ریا نشان عشق را بپوشانم؛ اشک غماز بود و رازم را آشکار کرد. بیت هشتم تصویری زیبا از شمع است: مانند شمع خنده‌زنان بر خود گریه می‌کنم.

شرح بیت‌ها

بیت ۱بالابلندِ عِشْوِه‌گرِ نقش‌بازِ من / کوتاه کرد قصّهٔ زُهْدِ درازِ من

بلندبالای عشوه‌گر نقش‌باز من قصه زهد دراز مرا کوتاه کرد.

بیت ۲دیدی دلا که آخرِ پیری و زُهْد و عِلْم / با من چه کَرْد دیدهٔ معشوقه‌بازِ من؟

ای دل دیدی که در پایان پیری و زهد و علم، چشم معشوقه‌باز من با من چه کرد؟

بیت ۴گفتم به دَلْقِ زَرْق بپوشم نشانِ عشق / غَمّاز بود اَشْک و عَیان کرد رازِ من

گفتم با خرقه ریا نشان عشق را بپوشانم؛ اشک سخن‌چین بود و رازم را آشکار کرد.

بیت ۷نقشی بر آب می‌زنم از گریه، حالیا / تا کی شود قرینِ حقیقت، مجازِ من

اکنون با گریه نقشی بر آب می‌زنم؛ تا کی مجاز من همراه حقیقت شود.

بیت ۸بر خود، چو شمع، خنده‌زنان، گریه می‌کنم / تا با تو سنگ‌دل چه کُنَد سوز و سازِ من؟

مانند شمع خنده‌زنان بر خود گریه می‌کنم، تا ببینم سوز و ساز من با تو سنگدل چه می‌کند.

معنی واژه‌ها

عشوه‌گر
نازکننده
نقش‌باز
نیرنگ‌باز
حضور نماز
حضور قلب در نماز
دلق زرق
خرقه ریا
غماز
سخن‌چین
شمامه
گوی خوشبو
مجاز
غیرحقیقی