پرش به محتوا
گلپسر

حافظ · غزل شماره ۴۰۱

چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز من

چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز منور بگویم دل بگردان رو بگرداند ز من

روی رنگین را به هر کس می‌نماید همچو گلور بگویم بازپوشان بازپوشاند ز من

چشم خود را گفتم آخر یک نظر سیرش ببینگفت می‌خواهی مگر تا جوی خون راند ز من؟

او به خونم تشنه و من بر لبش تا چون شودکام بستانم از او یا داد بستاند ز من

گر چو فرهادم به تلخی جان برآید باک نیستبس حکایت‌های شیرین باز می‌ماند ز من

گر چو شمعش پیش میرم بر غمم خندان شودور برنجم خاطر نازک برنجاند ز من

دوستان جان داده‌ام بهر دهانش بنگریدکو به چیزی مختصر چون باز می‌ماند ز من

صبر کن حافظ که گر زین دست باشد درس غمعشق در هر گوشه‌ای افسانه‌ای خواند ز من

متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.

اگر با نیت آمده‌اید

از رنجی که کشیده‌ای داستان‌های شیرینی خواهد ماند. صبر کن؛ تجربه‌هایت ارزشمندند.

تعبیر کامل فال با شاه‌بیت و شاهد این غزل

فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.

درباره این غزل

غزلی در ناز و بی‌اعتنایی یار. وقتی خاک راهش می‌شوم دامن از من می‌افشاند و اگر بگویم دلت را بگردان، روی از من برمی‌گرداند. بیت چهارم تضادی زیباست: او تشنه خون من است و من تشنه لبش؛ ببینیم من کام از او می‌گیرم یا او داد از من. بیت پنجم به فرهاد اشاره دارد: اگر مانند فرهاد به تلخی جان بدهم باکی نیست، که حکایت‌های شیرین بسیاری از من می‌ماند. بیت پایانی امیدی شاعرانه است: عشق در هر گوشه افسانه‌ای از من می‌خواند.

شرح بیت‌ها

بیت ۱چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز من / ور بگویم دل بگردان رو بگرداند ز من

وقتی خاک راهش می‌شوم دامن از من می‌افشاند و اگر بگویم دلت را بگردان، روی از من می‌گرداند.

بیت ۳چشم خود را گفتم آخر یک نظر سیرش ببین / گفت می‌خواهی مگر تا جوی خون راند ز من؟

به چشمم گفتم یک بار سیر ببینش؛ گفت: می‌خواهی جوی خون از من روان کند؟

بیت ۴او به خونم تشنه و من بر لبش تا چون شود / کام بستانم از او یا داد بستاند ز من

او تشنه خون من است و من تشنه لبش؛ ببینیم من کام از او می‌گیرم یا او داد از من.

بیت ۵گر چو فرهادم به تلخی جان برآید باک نیست / بس حکایت‌های شیرین باز می‌ماند ز من

اگر مانند فرهاد به تلخی جان بدهم باکی نیست، که حکایت‌های شیرین بسیاری از من می‌ماند.

بیت ۸صبر کن حافظ که گر زین دست باشد درس غم / عشق در هر گوشه‌ای افسانه‌ای خواند ز من

حافظ صبر کن، که اگر درس غم این‌گونه باشد، عشق در هر گوشه افسانه‌ای از من می‌خواند.

معنی واژه‌ها

دامن افشاندن
دوری کردن
روی رنگین
چهره گلگون
کام ستاندن
به آرزو رسیدن
داد ستاندن
انتقام گرفتن
فرهاد
کوهکن عاشق شیرین
درس غم
آموزش رنج