پرش به محتوا
گلپسر

حافظ · غزل شماره ۴۱۳

خط عذار یار که بگرفت ماه از او

خط عذار یار که بگرفت ماه از اوخوش حلقه‌ای‌ست لیک به دَر نیست راه از او

ابروی دوست گوشهٔ محراب دولت استآن جا بمال چهره و حاجت بخواه از او

ای جرعه‌نوش مجلس جم! سینه پاک دارکآیینه‌ای‌ست جام جهان‌بین که آه از او

کردار اهل صومعه‌ام کرد مِی‌پرستاین دود بین که نامهٔ من شد سیاه از او

سلطان غم هر آن چه تواند بگو بکنمن بُرده‌ام به باده‌فروشان پناه از او

ساقی چراغ می به ره آفتاب دارگو بر فروز مشعلهٔ صبحگاه از او

آبی به روزنامهٔ اعمال ما فشانباشد توان سترد حروف گناه از او

حافظ که ساز مطرب عشاق ساز کردخالی مباد عرصهٔ این بزمگاه از او

آیا در این خیال که دارد گدای شهرروزی بود که یاد کند پادشاه از او؟

متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.

اگر با نیت آمده‌اید

حاجتت را در جای درست و نزد کسی که می‌تواند برآورد مطرح کن. امیدوار باش که روزی دیده شوی.

تعبیر کامل فال با شاه‌بیت و شاهد این غزل

فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.

درباره این غزل

غزلی در حاجت‌خواهی و امید به یاد پادشاه. خط چهره یار که ماه را گرفت، حلقه‌ای خوش است، اما از آن به در راهی نیست. بیت دوم از ابیات مشهور است: ابروی دوست گوشه محراب دولت است؛ آن‌جا چهره بمال و حاجت از او بخواه. بیت چهارم طنزی تلخ است: کردار اهل صومعه مرا می‌پرست کرد؛ این دود را ببین که نامه‌ام از آن سیاه شد. بیت هفتم دعایی است: آبی بر نامه اعمال ما بیفشان، شاید بتوان حروف گناه را از آن پاک کرد.

شرح بیت‌ها

بیت ۱خط عذار یار که بگرفت ماه از او / خوش حلقه‌ای‌ست لیک به دَر نیست راه از او

خط چهره یار که ماه را گرفت، حلقه‌ای خوش است، اما از آن به در راهی نیست.

بیت ۲ابروی دوست گوشهٔ محراب دولت است / آن جا بمال چهره و حاجت بخواه از او

ابروی دوست گوشه محراب دولت است؛ آن‌جا چهره بمال و حاجت از او بخواه.

بیت ۴کردار اهل صومعه‌ام کرد مِی‌پرست / این دود بین که نامهٔ من شد سیاه از او

کردار اهل صومعه مرا می‌پرست کرد؛ این دود را ببین که نامه‌ام از آن سیاه شد.

بیت ۷آبی به روزنامهٔ اعمال ما فشان / باشد توان سترد حروف گناه از او

آبی بر نامه اعمال ما بیفشان، شاید بتوان حروف گناه را از آن پاک کرد.

بیت ۹آیا در این خیال که دارد گدای شهر / روزی بود که یاد کند پادشاه از او؟

آیا در این خیال که گدای شهر دارد، روزی می‌رسد که پادشاه از او یاد کند؟

معنی واژه‌ها

خط عذار
موی تازه‌رسته گرد چهره
محراب دولت
جای برآوردن حاجت
جام جهان‌بین
جام جم
اهل صومعه
زاهدان
مشعله
مشعل
روزنامه اعمال
دفتر کارها
ستردن
پاک کردن