پرش به محتوا
گلپسر

حافظ · غزل شماره ۴۱۸

گر تیغ بارد در کوی آن ماه

گر تیغ بارد در کوی آن ماهگردن نهادیم الحکمُ لِلّه

آیین تقوا ما نیز دانیملیکن چه چاره با بخت گمراه؟

ما شیخ و واعظ کمتر شناسیمیا جام باده یا قصه کوتاه

من رند و عاشق در موسم گلآن گاه توبه؟ استغفرالله

مهر تو عکسی بر ما نیفکندآیینه‌رویا! آه از دلت آه

اَلصَبرُ مُرٌّ و العُمرُ فانٍیا لَیتَ شِعري حَتّامَ أَلْقاه

حافظ چه نالی گر وصل خواهی؟خون بایدت خورد در گاه و بی‌گاه

متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.

اگر با نیت آمده‌اید

صبر تلخ است اما لازم؛ برای رسیدن به آنچه می‌خواهی باید سختی بکشی. تسلیم حکم خدا باش و امید را نگه دار.

تعبیر کامل فال با شاه‌بیت و شاهد این غزل

فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.

درباره این غزل

غزلی کوتاه در تسلیم و صبر. اگر در کوی آن ماه شمشیر ببارد، گردن نهادیم؛ حکم از آن خداست. بیت دوم صادقانه است: ما هم آیین تقوا را می‌دانیم، اما با بخت گمراه چه چاره؟ بیت سوم پاسخی کوتاه است: ما شیخ و واعظ را کمتر می‌شناسیم؛ یا جام باده یا قصه کوتاه. بیت ششم عربی است: صبر تلخ است و عمر فانی؛ کاش می‌دانستم تا کی باید در انتظار دیدارش باشم. بیت پایانی: اگر وصال می‌خواهی، باید گاه و بی‌گاه خون بخوری.

شرح بیت‌ها

بیت ۱گر تیغ بارد در کوی آن ماه / گردن نهادیم الحکمُ لِلّه

اگر در کوی آن ماه شمشیر ببارد، گردن نهادیم؛ حکم از آن خداست.

بیت ۲آیین تقوا ما نیز دانیم / لیکن چه چاره با بخت گمراه؟

ما هم آیین تقوا را می‌دانیم، اما با بخت گمراه چه چاره‌ای داریم؟

بیت ۴من رند و عاشق در موسم گل / آن گاه توبه؟ استغفرالله

من رند و عاشق در فصل گل؛ آن‌گاه توبه؟ استغفرالله!

بیت ۶اَلصَبرُ مُرٌّ و العُمرُ فانٍ / یا لَیتَ شِعري حَتّامَ أَلْقاه

صبر تلخ است و عمر فانی؛ کاش می‌دانستم تا کی باید در انتظار دیدارش باشم.

بیت ۷حافظ چه نالی گر وصل خواهی؟ / خون بایدت خورد در گاه و بی‌گاه

حافظ، اگر وصال می‌خواهی چرا می‌نالی؟ باید گاه و بی‌گاه خون دل بخوری.

معنی واژه‌ها

گردن نهادن
تسلیم شدن
الحکم لله
حکم از آن خداست
بخت گمراه
اقبال ناسازگار
موسم گل
بهار
آیینه‌رو
درخشان‌رو
الصبر مر
صبر تلخ است
گاه و بی‌گاه
همیشه