حافظ · غزل شماره ۴۲۶
از خون دل نوشتم، نزدیک دوست نامه
از خون دل نوشتم، نزدیک دوست نامه«اِنّی رَأیتُ دَهراً، مِن هَجْرِکَ القیامه»
دارم من از فراقش، در دیده صد علامتلَیسَت دُموعُ عَینی، هٰذا لَنا العلامه؟
هر چند کآزمودم، از وی نبود سودممَن جَرَّبَ المُجَرَّب، حَلَّت به الندامه
پرسیدم از طبیبی، احوال دوست گفتا«فی بُعدها عذابٌ، فی قُربها السلامه»
گفتم «ملامت آید، گر گِرد دوست گردم»و اللهِ ما رَأینا، حُباً بِلا ملامه
حافظ چو طالب آمد، جامی به جان شیرینحَتّیٰ یَذوقَ مِنهُ، کأساً مِن الکرامه
متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.
اگر با نیت آمدهاید
دوری آزارت میدهد و درمانش نزدیکی است. چیزی را که بارها آزمودهای و نتیجه نداده، دوباره نیازما.
تعبیر کامل فال با شاهبیت و شاهد این غزل
فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.
درباره این غزل
غزلی ملمع (فارسی و عربی) در درد هجران. نامهای با خون دل برای دوست نوشتم: «روزگاری دیدم که از هجر تو قیامت بود». بیت دوم عربی: آیا اشکهای چشمم نشانهای برای ما نیست؟ بیت سوم با مثلی عربی: هر کس آزموده را بیازماید، پشیمانی بر او فرود میآید. بیت چهارم مشهور است: از طبیبی حال دوست را پرسیدم؛ گفت: در دوریاش عذاب است و در نزدیکیاش سلامت. بیت پنجم: به خدا عشقی بیملامت ندیدیم.
شرح بیتها
بیت ۱از خون دل نوشتم، نزدیک دوست نامه / «اِنّی رَأیتُ دَهراً، مِن هَجْرِکَ القیامه»
با خون دل نامهای برای دوست نوشتم: روزگاری دیدم که از هجر تو قیامت بود.
بیت ۲دارم من از فراقش، در دیده صد علامت / لَیسَت دُموعُ عَینی، هٰذا لَنا العلامه؟
از فراقش صد نشانه در چشم دارم؛ آیا اشکهای چشمم نشانهای برای ما نیست؟
بیت ۳هر چند کآزمودم، از وی نبود سودم / مَن جَرَّبَ المُجَرَّب، حَلَّت به الندامه
هرچند آزمودم، از او سودی نبردم؛ هر کس آزموده را بیازماید، پشیمان میشود.
بیت ۴پرسیدم از طبیبی، احوال دوست گفتا / «فی بُعدها عذابٌ، فی قُربها السلامه»
از طبیبی حال دوست را پرسیدم؛ گفت: در دوریاش عذاب است و در نزدیکیاش سلامت.
بیت ۵گفتم «ملامت آید، گر گِرد دوست گردم» / و اللهِ ما رَأینا، حُباً بِلا ملامه
گفتم اگر گرد دوست بگردم ملامت میآید؛ به خدا سوگند عشقی بیملامت ندیدیم.
معنی واژهها
- ملمع
- شعر دوزبانه
- دهر
- روزگار
- هجر
- دوری
- دموع
- اشکها
- المجرب
- آزموده
- ندامه
- پشیمانی
- کرامه
- بزرگواری