حافظ · غزل شماره ۴۴۱
چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی؟
چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی؟که حال ما نه چنین بودی ار چنان بودی
بگفتمی که «چه ارزد نسیم طرهٔ دوست؟»گرم به هر سر مویی هزار جان بودی
برات خوشدلی ما چه کم شدی یا ربگرش نشان امان از بد زمان بودی
گرَم زمانه سرافراز داشتی و عزیزسریر عزتم آن خاک آستان بودی
ز پرده کاش برون آمدی چو قطرهٔ اشککه بر دو دیدهٔ ما حکم او روان بودی
اگر نه دایرهٔ عشق راه بربستیچو نقطه حافظ سرگشته در میان بودی
متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.
اگر با نیت آمدهاید
آرزوهایی داری که هنوز محقق نشدهاند. به جای «اگر»ها، ببین چه کاری از دستت برمیآید.
تعبیر کامل فال با شاهبیت و شاهد این غزل
فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.
درباره این غزل
غزلی کوتاه با ردیف آرزومندانه «بودی». چه میشد اگر دل آن ماه مهربان بود؛ حال ما چنین نبود اگر چنان بود. بیت دوم ارزش زلف دوست را بیان میکند: اگر به هر سر مویم هزار جان بود، میگفتم نسیم زلف دوست چه ارزد. بیت سوم پرسشی دعاگونه است: خدایا، برات خوشدلی ما چه کم میشد اگر اماننامهای از بد زمانه داشت؟ بیت پایانی تمثیل پرگار است.
شرح بیتها
بیت ۱چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی؟ / که حال ما نه چنین بودی ار چنان بودی
چه میشد اگر دل آن ماه مهربان بود؟ حال ما چنین نبود اگر چنان بود.
بیت ۲بگفتمی که «چه ارزد نسیم طرهٔ دوست؟» / گرم به هر سر مویی هزار جان بودی
اگر به هر سر مویم هزار جان بود، میگفتم نسیم زلف دوست چه ارزشی دارد (همه را فدا میکردم).
بیت ۳برات خوشدلی ما چه کم شدی یا رب / گرش نشان امان از بد زمان بودی
خدایا، برات خوشدلی ما چه کم میشد اگر اماننامهای از بد زمانه داشت؟
بیت ۴گرَم زمانه سرافراز داشتی و عزیز / سریر عزتم آن خاک آستان بودی
اگر روزگار مرا سرافراز و عزیز داشته بود، تخت عزتم خاک آن آستان بود.
بیت ۶اگر نه دایرهٔ عشق راه بربستی / چو نقطه حافظ سرگشته در میان بودی
اگر دایره عشق راه را نبسته بود، حافظ سرگشته مانند نقطه در میان بود.
معنی واژهها
- طره
- زلف
- برات
- حواله
- امان
- پناه
- سریر
- تخت
- حکم روان
- فرمان نافذ
- نقطه
- مرکز دایره