حافظ · غزل شماره ۴۴۹
ای که مهجوری عشاق روا میداری
ای که مهجوری عشاق روا میداریعاشقان را ز بر خویش جدا میداری
تشنهٔ بادیه را هم به زلالی دریاببه امیدی که در این ره به خدا میداری
دل ببردی و بحل کردمت ای جان لیکنبه از این دار نگاهش که مرا میداری
ساغر ما که حریفان دگر مینوشندما تحمل نکنیم ار تو روا میداری
ای مگس حضرت سیمرغ نه جولانگه توستعرض خود میبری و زحمت ما میداری
تو به تقصیر خود افتادی از این در محروماز که مینالی و فریاد چرا میداری؟
حافظ از پادشهان پایه به خدمت طلبندسعی نابرده چه امید عطا میداری؟
متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.
اگر با نیت آمدهاید
پیش از شکایت از محرومیت، ببین خودت چه تقصیری داشتهای. بیتلاش انتظار پاداش نداشته باش و در جایی که جای تو نیست پافشاری نکن.
تعبیر کامل فال با شاهبیت و شاهد این غزل
فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.
درباره این غزل
غزلی در گله از دوری و پندی درباره تلاش. ای که دوری عاشقان را روا میداری و آنها را از خود جدا نگه میداری. بیت دوم دعایی است: تشنه بیابان را هم با آبی زلال دریاب، به امیدی که در این راه به خدا داری. بیت پنجم از مشهورترین ابیات دیوان است: ای مگس، درگاه سیمرغ جولانگاه تو نیست؛ آبروی خود را میبری و زحمت ما را میافزایی. بیت ششم پندی ژرف است: تو خود به تقصیر خودت از این در محروم شدی؛ از که مینالی؟ بیت پایانی: بیتلاش امید عطا نداشته باش.
شرح بیتها
بیت ۱ای که مهجوری عشاق روا میداری / عاشقان را ز بر خویش جدا میداری
ای که دوری عاشقان را روا میداری و عاشقان را از کنار خود جدا نگه میداری.
بیت ۲تشنهٔ بادیه را هم به زلالی دریاب / به امیدی که در این ره به خدا میداری
تشنه بیابان را هم با آبی زلال دریاب، به امیدی که در این راه به خدا داری.
بیت ۵ای مگس حضرت سیمرغ نه جولانگه توست / عرض خود میبری و زحمت ما میداری
ای مگس، درگاه سیمرغ جولانگاه تو نیست؛ آبروی خود را میبری و به ما زحمت میدهی.
بیت ۶تو به تقصیر خود افتادی از این در محروم / از که مینالی و فریاد چرا میداری؟
تو خود به تقصیر خودت از این در محروم شدی؛ از که مینالی و چرا فریاد میکنی؟
بیت ۷حافظ از پادشهان پایه به خدمت طلبند / سعی نابرده چه امید عطا میداری؟
حافظ، از پادشاهان با خدمت جایگاه میطلبند؛ تلاشنکرده چه امید بخششی داری؟
معنی واژهها
- مهجوری
- دوری
- بادیه
- بیابان
- بحل کردن
- حلال کردن
- حضرت
- درگاه
- جولانگه
- میدان
- عرض
- آبرو
- پایه
- جایگاه