حافظ · غزل شماره ۴۶۶
این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی
این خرقه که من دارم در رهن شراب اولیوین دفتر بیمعنی غرق می ناب اولی
چون عمر تبه کردم چندان که نگه کردمدر کنج خراباتی افتاده خراب اولی
چون مصلحت اندیشی دور است ز درویشیهم سینه پر از آتش هم دیده پرآب اولی
من حالت زاهد را با خلق نخواهم گفتاین قصه اگر گویم با چنگ و رباب اولی
تا بی سر و پا باشد اوضاع فلک زین دستدر سر هوس ساقی در دست شراب اولی
از همچو تو دلداری دل برنکنم آریچون تاب کشم باری زان زلف به تاب اولی
چون پیر شدی حافظ از میکده بیرون آیرندی و هوسناکی در عهد شباب اولی
متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.
اگر با نیت آمدهاید
هر کاری زمان خودش را دارد؛ آنچه در جوانی رواست، در پیری شاید شایسته نباشد. زندگیات را با مرحلهای که در آن هستی هماهنگ کن.
تعبیر کامل فال با شاهبیت و شاهد این غزل
فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.
درباره این غزل
غزلی با ردیف «اولی» (بهتر) در بازنگری عمر. این خرقه که من دارم، در گرو شراب بهتر است و این دفتر بیمعنی غرق می ناب. بیت دوم تأملی تلخ است: چون هر چه نگاه کردم عمر را تباه کردهام، بهتر است در کنج خراباتی خراب افتاده باشم. بیت سوم پندی عرفانی است: چون مصلحتاندیشی از درویشی دور است، هم سینه پر از آتش و هم دیده پر از آب بهتر. بیت پایانی پندی به خود است: حافظ، چون پیر شدی از میکده بیرون بیا؛ رندی و هوسناکی در دوران جوانی بهتر است.
شرح بیتها
بیت ۱این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی / وین دفتر بیمعنی غرق می ناب اولی
این خرقه که من دارم، در گرو شراب بهتر است و این دفتر بیمعنی غرق می ناب.
بیت ۲چون عمر تبه کردم چندان که نگه کردم / در کنج خراباتی افتاده خراب اولی
چون هر چه نگاه کردم عمر را تباه کردهام، بهتر است در کنج خراباتی خراب افتاده باشم.
بیت ۳چون مصلحت اندیشی دور است ز درویشی / هم سینه پر از آتش هم دیده پرآب اولی
چون مصلحتاندیشی از درویشی دور است، هم سینه پر از آتش و هم چشم پر از آب بهتر است.
بیت ۵تا بی سر و پا باشد اوضاع فلک زین دست / در سر هوس ساقی در دست شراب اولی
تا اوضاع فلک اینگونه بیسر و پاست، در سر هوس ساقی و در دست شراب بهتر است.
بیت ۷چون پیر شدی حافظ از میکده بیرون آی / رندی و هوسناکی در عهد شباب اولی
حافظ، چون پیر شدی از میکده بیرون بیا؛ رندی و هوسناکی در دوران جوانی بهتر است.
معنی واژهها
- رهن
- گرو
- اولی
- بهتر، سزاوارتر
- تبه کردن
- تباه کردن
- مصلحتاندیشی
- حسابگری
- رباب
- سازی زهی
- به تاب
- پرپیچ و تاب
- عهد شباب
- دوران جوانی