پرش به محتوا
گلپسر

حافظ · غزل شماره ۴۹۱

به چشم کرده‌ام ابرویِ ماه‌سیمایی

به چشم کرده‌ام ابرویِ ماه‌سیماییخیالِ سبزخطی، نقش بسته‌ام جایی

امید هست که منشورِ عشق‌بازیِ مناز آن کمانچهٔ ابرو رسد به طُغرایی

سَرم زِ دست بشد، چشم از انتظار بسوختدر آرزویِ سر و چشمِ مجلس‌آرایی

مُکدّر است دِل، آتش به خرقه خواهم زدبیا! ببین! که کِرا می‌کُند تماشایی

به روزِ واقعه، تابوتِ ما زِ سرو کنیدکه می‌رَویم به داغِ بلندبالایی

زمامِ دِل به کسی دادِه‌ام منِ دَرویشکه نیستش به کس از تاج و تخت، پروایی

در آن مَقام که خوبان ز غَمزه، تیغ زنندعجب مدار سَری اوفتاده در پایی

مرا که از رخِ او، ماه در شبستان استکجا بود به فروغِ ستاره، پروایی؟

فراق و وصل چه باشد؟ رضایِ دوست طلبکه حیف باشد از او، غیرِ او، تمنایی

دُرَر ز شوق برآرند ماهیان به نثاراگر سفینهٔ حافظ رسد به دریایی

متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.

اگر با نیت آمده‌اید

به جای وصل یا فراق، رضای کسی که دوستش داری را بخواه. از او خودش را بخواه، نه چیزهای دیگر.

تعبیر کامل فال با شاه‌بیت و شاهد این غزل

فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.

درباره این غزل

غزلی در عشق و رضای دوست. ابروی ماه‌سیمایی را در چشم گرفته‌ام و خیال سبزخطی را جایی نقش بسته‌ام. بیت دوم تصویری از دیوان‌سالاری است: امید هست که فرمان عشق‌بازی من از آن کمانچه ابرو به طغرایی (امضا) برسد. بیت پنجم وصیتی شاعرانه است: روز مرگ تابوت ما را از سرو بسازید، که با داغ بلندبالایی می‌رویم. بیت نهم از ژرف‌ترین ابیات عرفانی دیوان است: فراق و وصل چیست؟ رضای دوست را بطلب، که حیف است از او جز او چیزی خواستن.

شرح بیت‌ها

بیت ۱به چشم کرده‌ام ابرویِ ماه‌سیمایی / خیالِ سبزخطی، نقش بسته‌ام جایی

ابروی ماه‌سیمایی را در چشم گرفته‌ام و خیال سبزخطی را جایی نقش بسته‌ام.

بیت ۲امید هست که منشورِ عشق‌بازیِ من / از آن کمانچهٔ ابرو رسد به طُغرایی

امید هست که فرمان عشق‌بازی من از آن کمانچه ابرو به امضایی برسد.

بیت ۵به روزِ واقعه، تابوتِ ما زِ سرو کنید / که می‌رَویم به داغِ بلندبالایی

روز مرگ تابوت ما را از سرو بسازید، که با داغ بلندبالایی می‌رویم.

بیت ۶زمامِ دِل به کسی دادِه‌ام منِ دَرویش / که نیستش به کس از تاج و تخت، پروایی

من درویش مهار دل را به کسی داده‌ام که به تاج و تخت کسی اعتنایی ندارد.

بیت ۹فراق و وصل چه باشد؟ رضایِ دوست طلب / که حیف باشد از او، غیرِ او، تمنایی

فراق و وصل چیست؟ رضای دوست را بطلب، که حیف است از او جز او چیزی خواستن.

معنی واژه‌ها

ماه‌سیما
ماه‌رو
سبزخط
دارای موی تازه‌رسته
منشور
فرمان
طغرا
امضای شاهانه
مکدر
تیره
زمام
مهار
سفینه
کشتی؛ و نیز دیوان شعر