پرش به محتوا
گلپسر

حافظ · غزل شماره ۵۷

آن سیه‌چَرده که شیرینیِ عالَم با اوست

آن سیه‌چَرده که شیرینیِ عالَم با اوستچَشْمِ مِیگون، لبِ خَندان، دِلِ خُرَّم با اوست

گرچه شیرین‌‌دَهَنان پادشهان‌اند ولیاو سلیمانِ زمان است که خاتَم با اوست

روی خوب است و کمالِ هنر و دامن پاکلاجَرَم، هِمَّتِ پاکانِ دو عالَم با اوست

خالِ مُشْکین که بدان عارِضِ گَنْدُمگون استسِرِّ آن دانه که شُد رَهْزَنِ آدَم با اوست

دلبرم، عَزْمِ سَفَر کَرْد خُدا را یارانچه کُنَم با دِلِ مجروح؟ که مَرْهَم با اوست

با که این نکته توان گفت که آن سنگین‌‌دِلکُشْت ما را و دَمِ عیسیِ مَریم با اوست؟

«حافظ» از مُعْتَقِدان است گرامی دارَش!زان که بخشایشِ بس روحِ مُکَرَّم با اوست

متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.

اگر با نیت آمده‌اید

کسی که برایت عزیز است در حال دور شدن یا تغییر است. نگرانی‌ات را صادقانه بگو؛ گاهی درمان درد دل در همان گفت‌وگوست.

تعبیر کامل فال با شاه‌بیت و شاهد این غزل

فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.

درباره این غزل

غزلی در ستایش زیبارویی سیه‌چرده که شیرینی عالم با اوست. حافظ او را سلیمان زمان می‌خواند که انگشتری فرمانروایی با اوست، و خال مشکینش را همان دانه‌ای می‌داند که آدم را از بهشت بیرون کرد. در میانه غزل از سفر دلبر و بی‌مرهمی دل مجروح می‌نالد و در پایان او را سنگدلی می‌خواند که با این همه دم عیسی دارد.

شرح بیت‌ها

بیت ۲گرچه شیرین‌‌دَهَنان پادشهان‌اند ولی / او سلیمانِ زمان است که خاتَم با اوست

گرچه شیرین‌دهنان پادشاهان‌اند، او سلیمان زمان است که انگشتری با اوست.

بیت ۴خالِ مُشْکین که بدان عارِضِ گَنْدُمگون است / سِرِّ آن دانه که شُد رَهْزَنِ آدَم با اوست

خال مشکین بر چهره گندمگونش، راز همان دانه‌ای را دارد که رهزن آدم شد؛ اشاره به میوه ممنوعه (گندم در روایات).

بیت ۵دلبرم، عَزْمِ سَفَر کَرْد خُدا را یاران / چه کُنَم با دِلِ مجروح؟ که مَرْهَم با اوست

دلبرم قصد سفر کرده؛ یاران، خدا را، با دل زخمی چه کنم که مرهم با اوست؟

بیت ۶با که این نکته توان گفت که آن سنگین‌‌دِل / کُشْت ما را و دَمِ عیسیِ مَریم با اوست؟

با که این نکته را بگویم که آن سنگدل ما را کشت و دم زنده‌کننده عیسی با اوست؟

معنی واژه‌ها

سیه‌چرده
سبزه، گندمگون
خاتم
انگشتری
لاجرم
ناگزیر
عارض
چهره
گندمگون
به رنگ گندم
مکرم
گرامی