پرش به محتوا
گلپسر

حافظ · غزل شماره ۶۶

بنال بلبل اگر با مَنَت سرِ یاری‌ست

بنال بلبل اگر با مَنَت سرِ یاری‌ستکه ما دو عاشق زاریم و کارِ ما زاری‌ست

در آن زمین که نسیمی وزد ز طُرِّهٔ دوستچه جایِ دم زدنِ نافه‌های تاتاری‌ست

بیار باده که رنگین کنیم جامهٔ زرقکه مستِ جامِ غروریم و نام هشیاری‌ست

خیالِ زلفِ تو پختن نه کارِ هر خامی‌ستکه زیرِ سلسله رفتن طریقِ عیّاری‌ست

لطیفه‌ای‌ست نهانی که عشق از او خیزدکه نام آن نه لبِ لعل و خطِ زنگاری‌ست

جمالِ شخص، نه چشم است و زلف و عارض و خالهزار نکته در این کار و بارِ دلداری‌ست

قلندرانِ حقیقت به نیم جو نخرندقبایِ اطلس آن کس که از هنر عاری‌ست

بر آستان تو مشکل توان رسید آریعروج بر فلکِ سروری به دشواری‌ست

سحر کرشمهٔ چشمت به خواب می‌دیدمزهی مراتب خوابی که بِه ز بیداری‌ست

دلش به ناله میازار و ختم کن حافظکه رستگاریِ جاوید در کم آزاری‌ست

متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.

اگر با نیت آمده‌اید

ارزش آدم‌ها به ظاهرشان نیست، به هنر و منش‌شان است. و این پند را به یاد داشته باش: کم آزردن دیگران، راه آرامش ماندگار است.

تعبیر کامل فال با شاه‌بیت و شاهد این غزل

فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.

درباره این غزل

حافظ بلبل را به هم‌نالگی می‌خواند: ما هر دو عاشق زاریم و کارمان زاری است. خیال زلف یار را هر ناپخته‌ای نمی‌پزد و رفتن زیر زنجیر راه جوانمردان است. بیت‌های پنجم و ششم نکته‌ای مهم درباره عشق دارند: زیبایی تنها چشم و زلف و خال نیست، لطیفه‌ای نهانی است که عشق از آن برمی‌خیزد. بیت پایانی پندی اخلاقی است: رستگاری جاوید در کم‌آزاری است.

شرح بیت‌ها

بیت ۵لطیفه‌ای‌ست نهانی که عشق از او خیزد / که نام آن نه لبِ لعل و خطِ زنگاری‌ست

لطیفه‌ای نهانی هست که عشق از آن برمی‌خیزد و نامش لب لعل و خط سبز نیست.

بیت ۶جمالِ شخص، نه چشم است و زلف و عارض و خال / هزار نکته در این کار و بارِ دلداری‌ست

زیبایی آدم فقط چشم و زلف و چهره و خال نیست؛ در کار دلداری هزار نکته هست.

بیت ۷قلندرانِ حقیقت به نیم جو نخرند / قبایِ اطلس آن کس که از هنر عاری‌ست

قلندران حقیقت قبای اطلس کسی را که از هنر بی‌بهره است، به نیم جو نمی‌خرند.

بیت ۱۰دلش به ناله میازار و ختم کن حافظ / که رستگاریِ جاوید در کم آزاری‌ست

حافظ، دل او را با ناله میازار و سخن را تمام کن، که رستگاری جاوید در کم‌آزاری است.

معنی واژه‌ها

زرق
ریا
نافه تاتاری
مشک سرزمین تاتار
سلسله
زنجیر؛ زلف
عیاری
جوانمردی، زیرکی
خط زنگاری
موی نورسته سبزفام
قلندر
درویش آزاده
عاری
بی‌بهره