حافظ · غزل شماره ۸
ساقیا برخیز و دَردِه جام را
ساقیا برخیز و دَردِه جام راخاک بر سر کن غمِ ایّام را
ساغرِ مِی بر کَفَم نِه تا ز بَربَرکِشَم این دلقِ اَزرَقفام را
گرچه بدنامیست نزد عاقلانما نمیخواهیم ننگ و نام را
باده دَردِه چند از این بادِ غرورخاک بر سر، نفسِ نافرجام را
دودِ آهِ سینهٔ نالانِ منسوخت این افسردگانِ خام را
محرمِ رازِ دلِ شیدایِ خودکس نمیبینم ز خاص و عام را
با دلارامی مرا خاطر خوش استکز دلم یک باره بُرد آرام را
ننگرد دیگر به سرو اندر چمنهرکه دید آن سروِ سیماندام را
صبر کن حافظ به سختی روز و شبعاقبت روزی بیابی کام را
متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.
اگر با نیت آمدهاید
روزهای سختی را میگذرانی و از داوری دیگران خستهای. پیام این غزل روشن است: صبور باش؛ «عاقبت روزی بیابی کام را».
تعبیر کامل فال با شاهبیت و شاهد این غزل
فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.
درباره این غزل
غزلی ساده و روان با وزنی کوتاه. حافظ از ساقی جام میخواهد تا غم روزگار را از یاد ببرد و خرقه کبود صوفیانه را از تن درآورد. از ننگ و نام و داوری عاقلان پروایی ندارد و کسی را محرم راز دل شیدای خود نمیبیند. پایان غزل پندی امیدبخش است: در سختیها صبر کن که سرانجام به کام میرسی.
شرح بیتها
بیت ۲ساغرِ مِی بر کَفَم نِه تا ز بَر / بَرکِشَم این دلقِ اَزرَقفام را
ساغر را به دستم بده تا این خرقه کبودرنگ، نشانه زهد ظاهری، را از تن بیرون آورم.
بیت ۵دودِ آهِ سینهٔ نالانِ من / سوخت این افسردگانِ خام را
دود آه سینه نالان من، افسردگانِ خام را هم سوزاند؛ یعنی حتی بیخبران از عشق را به درد آورد.
بیت ۸ننگرد دیگر به سرو اندر چمن / هرکه دید آن سروِ سیماندام را
هر که آن سرو سیماندام را دید، دیگر به سرو چمن نگاه نمیکند.
بیت ۹صبر کن حافظ به سختی روز و شب / عاقبت روزی بیابی کام را
ای حافظ، در سختی شب و روز صبر کن؛ سرانجام روزی به آرزویت میرسی.
معنی واژهها
- دلق
- جامه پشمینه درویشان
- ازرقفام
- کبودرنگ؛ رنگ خرقه صوفیان
- افسرده
- سرد و بیشور
- خام
- ناپخته، بیتجربه
- دلارام
- معشوق آرامبخش دل
- سیماندام
- سپیداندام