حافظ · غزل شماره ۸۰
عِیبِ رِندان مَکُن ای زاهدِ پاکیزهسِرِشت!
عِیبِ رِندان مَکُن ای زاهدِ پاکیزهسِرِشت!که گناهِ دِگَران بَر تو نخواهند نوشت
من اگر نیکم و گر بَد، تو برو خود را باش!هر کسی آن دِرَوَد عاقبتِ کار، که کِشت
همهکس، طالبِ یارند؛ چه هُشیار و چه مستهمهجا، خانهٔ عشق است؛ چه مسجد چه کِنِشت
سر تسلیمِ من و خشتِ درِ مِیکدههامُدَّعی گر نکند فهمِ سخن، گو سر و خشت
ناامیدم مکن از سابقهٔ لطفِ اَزَلتو پسِ پرده چه دانی که که خوب است و که زشت؟
نه من از پردهٔ تقوا به درافتادم و بسپِدرم نیز بهِشتِ ابد از دست، بِهِشت
حافظا! روز اجل گر به کف آری جامییکسر از کویِ خرابات بَرَنْدَت به بهشت
متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.
اگر با نیت آمدهاید
به داوری درباره دیگران وقت نگذار؛ «تو برو خود را باش». هر کس نتیجه کار خودش را میبیند و تو هم با کار نیک خودت آسودهای.
تعبیر کامل فال با شاهبیت و شاهد این غزل
فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.
درباره این غزل
از مشهورترین غزلهای حافظ در مدارا. به زاهد پاکسرشت میگوید عیب رندان را مکن، که گناه دیگران را بر تو نمینویسند. بیت دوم شعار زندگی است: من اگر نیکم و گر بد، تو برو خود را باش؛ هر کس سرانجام همان را درو میکند که کاشته. حافظ همه جا را خانه عشق میداند، چه مسجد و چه کنشت، و یادآوری میکند که پدرش آدم هم بهشت را از دست داد.
شرح بیتها
بیت ۱عِیبِ رِندان مَکُن ای زاهدِ پاکیزهسِرِشت! / که گناهِ دِگَران بَر تو نخواهند نوشت
ای زاهد پاکیزهسرشت، عیب رندان را مکن، که گناه دیگران را بر تو نمینویسند.
بیت ۲من اگر نیکم و گر بَد، تو برو خود را باش! / هر کسی آن دِرَوَد عاقبتِ کار، که کِشت
من اگر خوبم یا بد، تو برو و مراقب خودت باش؛ هر کس سرانجام همان را درو میکند که کاشته است.
بیت ۳همهکس، طالبِ یارند؛ چه هُشیار و چه مست / همهجا، خانهٔ عشق است؛ چه مسجد چه کِنِشت
همه، هشیار و مست، خواهان یارند؛ همه جا، مسجد باشد یا کنشت، خانه عشق است.
بیت ۵ناامیدم مکن از سابقهٔ لطفِ اَزَل / تو پسِ پرده چه دانی که که خوب است و که زشت؟
مرا از لطف ازلی ناامید مکن؛ تو پشت پرده چه میدانی چه کسی خوب است و چه کسی زشت؟
بیت ۶نه من از پردهٔ تقوا به درافتادم و بس / پِدرم نیز بهِشتِ ابد از دست، بِهِشت
فقط من نیستم که از پرده تقوا بیرون افتادهام؛ پدرم آدم هم بهشت جاودان را از دست داد.
معنی واژهها
- رند
- آزاده بیریا
- درودن
- درو کردن
- کنشت
- پرستشگاه یهودیان
- سابقه لطف ازل
- لطف پیشین و ازلی خدا
- هشت
- نهاد، رها کرد