پرش به محتوا
گلپسر

حافظ · غزل شماره ۸۱

صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت

صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفتناز کم کن که در این باغ بسی چون تو شکفت

گل بخندید که از راست نرنجیم ولیهیچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت

گر طمع داری از آن جام مرصع میِ لعلای بسا دُر که به نوک مژه‌ات باید سفت

تا ابد بوی محبت به مشامش نرسدهر که خاک در میخانه به رخسار نرُفت

در گلستان ارم دوش چو از لطف هوازلف سنبل به نسیم سحری می‌آشفت،

گفتم: «ای مسند جم! جام جهان‌بینت کو؟»گفت: «افسوس که آن دولت بیدار بخفت!»

سخن عشق نه آن است که آید به زبانساقیا می ده و کوتاه کُن این گفت و شنفت

اشک حافظ، خرد و صبر، به دریا انداختچه کند؟ سوز غم عشق نیارست نهفت

متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.

اگر با نیت آمده‌اید

راستی را می‌توان با مهربانی گفت. اگر می‌خواهی به کسی نقدی بگویی، به یاد داشته باش که «هیچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت».

تعبیر کامل فال با شاه‌بیت و شاهد این غزل

فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.

درباره این غزل

گفت‌وگویی شاعرانه میان مرغ چمن و گل. پرنده به گل تازه‌شکفته می‌گوید ناز کم کن، که در این باغ بسیاری چون تو شکفت؛ گل می‌خندد که از حرف راست نمی‌رنجیم، اما هیچ عاشقی به معشوق سخن سخت نگفت. در ادامه حافظ از جام جهان‌بین جمشید می‌پرسد و پاسخ می‌شنود که آن دولت بیدار به خواب رفت. پیام بیت هفتم این است که سخن عشق در زبان نمی‌گنجد.

شرح بیت‌ها

بیت ۱صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت / ناز کم کن که در این باغ بسی چون تو شکفت

سپیده‌دم مرغ چمن به گل تازه‌شکفته گفت: ناز کم کن، که در این باغ بسیاری مثل تو شکفته‌اند.

بیت ۲گل بخندید که از راست نرنجیم ولی / هیچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت

گل خندید و گفت: از حرف راست نمی‌رنجیم، اما هیچ عاشقی به معشوق سخن سخت نگفته است.

بیت ۴تا ابد بوی محبت به مشامش نرسد / هر که خاک در میخانه به رخسار نرُفت

هر که خاک در میخانه را با رخسار نروبید، تا ابد بوی محبت به مشامش نمی‌رسد.

بیت ۷سخن عشق نه آن است که آید به زبان / ساقیا می ده و کوتاه کُن این گفت و شنفت

سخن عشق چیزی نیست که به زبان بیاید؛ ساقی، می بده و این گفت‌وگو را کوتاه کن.

معنی واژه‌ها

نوخاسته
تازه روییده
مرصع
جواهرنشان
در سفتن
سوراخ کردن مروارید
ارم
باغ افسانه‌ای شداد
مسند جم
تخت جمشید
گفت و شنفت
گفت‌وگو