حافظ · غزل شماره ۹۹
دلِ من در هوایِ روی فرخ
دلِ من در هوایِ روی فرخبُوَد آشفته همچون مویِ فرخ
به جز هندویِ زلفش هیچ کس نیستکه برخوردار شد از روی فرخ
سیاهی نیکبخت است آن که دائمبُوَد همراز و همزانوی فرخ
شود چون بید لرزان سروِ آزاداگر بیند قدِ دلجویِ فَرُّخ
بده ساقی شرابِ ارغوانیبه یادِ نرگسِ جادوی فَرُّخ
دو تا شد قامتم همچون کمانیز غم پیوسته چون ابروی فرخ
نسیم مُشک تاتاری خجل کردشمیم زلف عَنبربوی فرخ
اگر میلِ دلِ هر کس به جاییستبُوَد میلِ دلِ من سوی فرخ
غلامِ همتِ آنم که باشدچو حافظ بنده و هندوی فرخ
متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.
اگر با نیت آمدهاید
دلت به یک سو گرایش دارد و نمیتوانی آن را پنهان کنی. «اگر میل دل هر کس به جایی است»، میل دل تو هم محترم است؛ صادقانه دنبالش کن.
تعبیر کامل فال با شاهبیت و شاهد این غزل
فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.
درباره این غزل
غزلی با ردیف «فرخ». فرخ را برخی نام یا لقب معشوقی دانستهاند و برخی به معنای «خجسته» گرفتهاند؛ حافظ دل آشفته خود را به موی پریشان او مانند میکند. زلف سیاه را خوشبختی میداند که همیشه همراز روی فرخ است، و قامتش را خمیده چون ابروی او. در پایان بنده همت کسی است که مانند حافظ غلام فرخ باشد.
شرح بیتها
بیت ۱دلِ من در هوایِ روی فرخ / بُوَد آشفته همچون مویِ فرخ
دل من در هوای روی فرخ، آشفته است؛ مانند موی فرخ.
بیت ۳سیاهی نیکبخت است آن که دائم / بُوَد همراز و همزانوی فرخ
آن سیاهی (زلف) خوشبخت است که همیشه همراز و همزانوی فرخ است.
بیت ۶دو تا شد قامتم همچون کمانی / ز غم پیوسته چون ابروی فرخ
قامتم از غم دوتا شده، مانند کمانی؛ پیوسته همچون ابروی فرخ.
معنی واژهها
- فرخ
- خجسته؛ نیز نام یا لقب معشوق
- هندو
- سیاه؛ کنایه از زلف یا خال
- سرو آزاد
- سرو راستقامت
- نرگس جادو
- چشم افسونگر
- شمیم
- بوی خوش
- مشک تاتاری
- مشک ختن