پرش به محتوا
گلپسر

خیام · رباعی شماره ۱۵

این کوزه چو من عاشقِ زاری بوده‌ست

این کوزه چو من عاشقِ زاری بوده‌ستدر بندِ سرِ زلفِ نگاری بوده‌ست

این دسته که بر گردنِ او می‌بینیدستی‌ست که بر گردنِ یاری بوده‌ست

معنی رباعی

خاک و کوزه

این کوزه هم روزی مانند من عاشقی بی‌قرار بوده و گرفتار زلف یاری. دسته‌ای که بر گردن آن می‌بینی، دستی بوده که بر گردن معشوقی حلقه می‌شده است. کوزه از خاکِ آدمیان ساخته شده و هنوز یادگار عشق آن‌هاست.

زار
نالان، بی‌تاب
نگار
معشوق زیبا

متن بر پایه‌ی انتخاب و تصحیح فروغی و غنی، به نقل از گنجور. معنی و شرح از گلپسر است.