خیام · رباعی شماره ۱۴
این بحرِ وجود آمده بیرون ز نَهُفْت
این بحرِ وجود آمده بیرون ز نَهُفْتکس نیست که این گوهرِ تحقیق بِسُفْت
هر کس سخنی از سرِ سودا گفتندزآن روی که هست، کس نمیداند گفت
معنی رباعی
راز هستیهستی دریایی است که از پنهان به پیدا آمده و هیچکس این مروارید حقیقت را سوراخ نکرده (رازش را نگشوده) است. هر کس از سر خیال سخنی گفته، اما کسی نمیتواند بگوید حقیقت چنانکه هست چیست.
- نهفت
- نهان، پنهان
- سُفتن
- سوراخ کردن مروارید؛ کنایه از گشودن راز
- گوهر تحقیق
- حقیقت
اشتراک رباعی
متن بر پایهی انتخاب و تصحیح فروغی و غنی، به نقل از گنجور. معنی و شرح از گلپسر است.