خیام · رباعی شماره ۱۱۷
در کارگه کوزهگری رفتم دوش
در کارگه کوزهگری رفتم دوشدیدم دو هزار کوزه گویا و خموش
ناگاه یکی کوزه برآورد خروشکو کوزهگر و کوزهخر و کوزه فروش!
معنی رباعی
خاک و کوزهدیشب به کارگاه کوزهگری رفتم و دو هزار کوزه دیدم، گویا و خاموش. ناگهان یکی از کوزهها فریاد برآورد: کجاست کوزهگر و کوزهخر و کوزهفروش؟ یعنی سازندگان و خریداران هم خاک شدند و کوزه شدند.
- کارگه
- کارگاه
- خروش
- فریاد
اشتراک رباعی
متن بر پایهی انتخاب و تصحیح فروغی و غنی، به نقل از گنجور. معنی و شرح از گلپسر است.