خیام · رباعی شماره ۱۱۹
از جرم گِلِ سیاه، تا اوج زحل
از جرم گِلِ سیاه، تا اوج زحلکردم همه مشکلاتِ کلی را حل
بگشادم بندهای مشکل به حِیَلهر بند گشاده شد بجز بند اَجل
معنی رباعی
راز هستیاز دل خاک سیاه تا اوج زحل، همهی مشکلهای کلی را حل کردم و گرههای دشوار را با چارهاندیشی گشودم؛ هر گرهی گشوده شد، جز گره مرگ. خیام دانشمند در اینجا به ناتوانی دانش در برابر مرگ اعتراف میکند.
- جرم
- جسم، توده
- زحل
- کیوان، دورترین سیارهی شناختهشده در نجوم قدیم
- حیل
- چارهها، تدبیرها
اشتراک رباعی
متن بر پایهی انتخاب و تصحیح فروغی و غنی، به نقل از گنجور. معنی و شرح از گلپسر است.