خیام · رباعی شماره ۱۳۹
چون حاصل آدمی در این شورستان
چون حاصل آدمی در این شورستانجز خوردن غصه نیست تا کندن جان
خرم دل آنکه زین جهان زود برفتوآسوده کسی که خود نیامد به جهان
معنی رباعی
گله از روزگاروقتی حاصل آدمی در این شورهزار تا لحظهی جان دادن جز غصه خوردن نیست، دلِ کسی شاد است که زود از این جهان رفت، و آسوده کسی است که هرگز به جهان نیامد. یکی از تلخترین رباعیات در گله از روزگار.
- شورستان
- شورهزار؛ زمین بیحاصل
- جان کندن
- جان دادن
اشتراک رباعی
متن بر پایهی انتخاب و تصحیح فروغی و غنی، به نقل از گنجور. معنی و شرح از گلپسر است.