خیام · رباعی شماره ۱۷۱
در کارگه کوزهگری کردم رای
در کارگه کوزهگری کردم رایدر پایهٔ چرخ، دیدم استاد به پای
میکرد دلیر کوزه را دسته و سراز کلهٔ پادشاه و از دستِ گدای
معنی رباعی
خاک و کوزهدر کارگاه کوزهگری اندیشه کردم: استاد را دیدم که پای چرخ ایستاده بود و دلیرانه برای کوزه از جمجمهی پادشاه و از دست گدا، دسته و سر میساخت. در خاک، شاه و گدا یکساناند.
- رای کردن
- اندیشیدن، تأمل کردن
- پایهی چرخ
- چرخ کوزهگری
اشتراک رباعی
متن بر پایهی انتخاب و تصحیح فروغی و غنی، به نقل از گنجور. معنی و شرح از گلپسر است.