خیام · رباعی شماره ۱۷۴
گر آمدنم به خود بُدی، نآمدمی
گر آمدنم به خود بُدی، نآمدمیور نیز شدن به من بُدی، کی شدمی
بِه زان نَبُدی که اندر این دِیر خرابنه آمدمی، نه شدمی، نه بُدَمی؟
معنی رباعی
راز هستیاگر آمدنم به اختیار خودم بود، نمیآمدم، و اگر رفتنم هم به دست خودم بود، کی میرفتم؟ بهتر از این نبود که در این جهان ویران نه میآمدم، نه میرفتم و نه میبودم؟
- دیر خراب
- صومعهی ویران؛ کنایه از جهان
اشتراک رباعی
متن بر پایهی انتخاب و تصحیح فروغی و غنی، به نقل از گنجور. معنی و شرح از گلپسر است.