خیام · رباعی شماره ۲۸
چون نیست حقیقت و یقین اندر دست
چون نیست حقیقت و یقین اندر دستنتوان به امید شَک همه عمر نشست
هان تا ننهیم جامِ مِی از کف دستدر بیخبری، مَرد، چه هشیار و چه مست
معنی رباعی
راز هستیوقتی حقیقت و یقین در دست ما نیست، نمیتوان همهی عمر را به امیدِ چیزی که در آن شک داریم نشست. پس جام را از دست نگذاریم؛ در این بیخبری از راز هستی، هشیار و مست یکساناند.
- هان
- آگاه باش
- بیخبری
- ناآگاهی از راز هستی
اشتراک رباعی
متن بر پایهی انتخاب و تصحیح فروغی و غنی، به نقل از گنجور. معنی و شرح از گلپسر است.