خیام · رباعی شماره ۶۷
بر پشت من از زمانه تو میآید
بر پشت من از زمانه تو میآیدوز من همه کار نانکو میآید
جان عزم رحیل کرد و گفتم بمروگفتا چه کنم خانه فرومیآید
معنی رباعی
گله از روزگارروزگار پیاپی بر پشت شاعر بار میگذارد و از او جز کار ناخوب سر نمیزند. جانش قصد رفتن کرد؛ گفت نرو، و جان پاسخ داد: چه کنم، خانه (تن) در حال فروریختن است.
- تو بر تو
- لایه لایه، پیاپی
- رحیل
- کوچ، رفتن
اشتراک رباعی
متن بر پایهی انتخاب و تصحیح فروغی و غنی، به نقل از گنجور. معنی و شرح از گلپسر است.